آداب دعا

    در كتاب "المختار من كلمات الإمام المهدي" آمده: آداب دعا را فرا گير و بنگر كه چه كسى را مى‏خوانى؟ و چگونه مى‏خوانى؟ و براى چه مى‏خوانى؟ و بينديش كه از چه مى‏پرسى؟ و چقدر مى‏پرسى؟ و براى چه مى‏پرسى؟

    دعا يعنى طلب اجابت همه اين موارد از جانب شما به سوى حضرت حق، و ترك همه اختيارات و تسليم همه امور چه ظاهرى و چه باطنى به خداى متعال است.
    اگر دعا را با شرايط انجام نداديد منتظر اجابت نباشيد، زيرا كه او آشكار و نهان را مى‏داند، شايد خدا را به چيزى مى‏خوانى كه او از نهان، خلاف آن را مى‏داند.
    بايد دانست كه اگر خدا ما را به دعا امر نمى‏كرد ولى ما با اخلاص دعا مى‏كرديم، از فضلش دعاى ما را اجابت مى‏فرمود، پس در صورتى كه خداوند ضامن استجابت دعايى شده كه با شرايط انجام شود، چگونه اجابت نكند؟(1)
    آداب دعا عبارتند از :
    اوّل: دعا با «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» آغاز شود.
    پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود :
لا يردّ دعاء أوّله «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم»(2)
دعايى كه اولش «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» باشد رد نمى‏شود.
    دوّم: پيش از دعا، حمد و سپاس پروردگار را بجاى آورد.
    مولاى ما حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :
كلّ دعاء لا يكون قبله تحميد فهو أبتر.(3)
هر دعايى كه قبل از آن حمد و سپاس خداى متعال گفته نشود، دعايى ناقص و ابتر است.
    در روايتى ديگر آمده است :
همانا در كتاب امير مؤمنان على عليه السلام چنين آمده است : مدح و ثناء پيش از دعا و خواستن است، چون خواستى خداى متعال را بخوانى، اوّل او را ستايش كن
راوى مى‏گويد: گفتم : چگونه او را ستايش كنم؟
فرمود : مى‏گویی:
يا مَنْ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى، يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ.
اى خدايى كه به من از رگ گردن نزديكترى، اى كسى كه ميان انسان و دل او حائل و مانع مى‏شوى، اى كسى كه در چشم انداز بلند مرتبه‏اى هستى، اى كسى كه مثل و مانند تو نيست.(4)
    سوّم : بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام صلوات فرستد.
    پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود :
صلاتكم عليّ إجابة لدعائكم، وزكاة لأعمالكم.(5)
درود و صلوات فرستادن شما بر من، سبب اجابت دعاى شما و پاكيزه‏شدن اعمال شما است.
    مولاى ما حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :
لايزال الدعاء محجوباً حتّى يصلّي على محمّد وآل محمّد.(6)
دعا همواره در حجاب است تا اينكه بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام صلوات و درود بفرستد.
    در حديث ديگر مى‏فرمايد :
من كانت له إلى اللَّه عزّوجلّ حاجة فليبدأ بالصلاة على محمّد وآله، ثمّ يسأله حاجته، ثمّ يختم بالصلاة على محمّد وآل محمّد، فإنّ اللَّه أكرم من أن يقبل الطرفين ويدع الوسط، إذا كانت الصلاة على محمّد وآل محمّد لاتحجب عنه.(7)
كسى كه به سوى خداى متعال نيازى داشته باشد بايد آن را با صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام آغاز نمايد، سپس حاجتش را از خدا بخواهد، و بعد دعا را با صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام تمام كند ؛ زيرا كه خداى متعال كريم‏تر از آن است كه دو طرف كلامى را بپذيرد و وسط آن را رها كند ؛ چون دعا با صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام باشد محجوب نمى‏شود.
    چهارم : حضرات معصومين عليهم السلام را شفيع قرار دهد.
    مولاى ما حضرت امام كاظم عليه السلام فرمود :
اگر به سوى خداى متعال نيازى دارى، بگو :
أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِيٍّ، فَإِنَّ لَهُما عِنْدَكَ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ، وَقَدْراً مِنَ الْقَدْرِ، فَبِحَقِّ ذلِكَ الشَّأْنِ وَبِحَقِّ ذلِكَ الْقَدْرِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تَفْعَلَ بي كَذا وَكَذا....
خداوندا ! همانا درخواست مى‏كنم از تو به حقّ محمّد و على ؛ زيرا كه براى آن دو بزرگوار مقام و منزلتى (عظيم) در نزد توست، و در پيشگاه تو داراى قدر و ارزش (مهمّ) هستند، پس به حقّ اين شأن و به حقّ اين قدر و منزلت، بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام درود فرست و حاجت من كه فلان و فلان است برآورده فرما.

زيرا آن گاه كه روز قيامت برسد هيچ ملك مقرّب و پيغمبر مرسل و مؤمن ممتحن باقى نمى‏ماند مگر اينكه در آن روز به آن دو نيازمند است.(8)
    در زيارت جامعه كبيره مى‏خوانيم :
أَللَّهُمَّ إِنّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيارِ، اَلْأَئِمَّةِ الْأَبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعائي....
خداوندا ! من اگر شفيعانى نزديك‏تر از محمّد و آل محمّد كه همه آنان از اخيار عالم و پيشوايان نيكوكار هستند ؛ به سوى تو مى‏يافتم آنها را به درگاه تو شفيع قرار مى‏دادم...

    بديهى است كه براى برآورده شدن حاجات بايد وسيله‏اى به پيشگاه الهى ببريم ؛ زيرا كه خداى متعال در قرآن مجيد به اين مطلب دستور داده است، آنجا كه مى‏فرمايد: ( وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ (9)، «براى تقرّب به سوى او وسيله طلب كنيد»، و هيچ وسيله‏اى به درگاه الهى نزديك‏تر از محمّد و آل محمّد عليهم السلام نيست، و آن هم شفاعت آنها است.
    در روايات متعدّدى بيان شده كه مراد از وسيله در كلام الهى، همان ائمّه معصومين عليهم السلام هستند، و اين منافات ندارد كه ما وسيله را به معنى نردبان يا غير آن تفسير نماييم (زيرا مقصود از نردبان در اينجا وسيله ترقّى است).
    در روايتى كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده، حضرتش مى‏فرمايد:
هم العروة الوثقى والوسيلة إلى اللَّه.(10)
آنان - يعنى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام - ريسمان محكم و مورد اطمينان و وسيله به سوى خدا هستند.
سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود :
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ (11)
اى كسانى كه ايمان آورديد! از خداى بترسيد و به سوى او وسيله طلب كنيد.
    احتمال دارد كه صفت ايمان و تقوا شرط براى طلب وسيله به سوى حضرت بارى تعالى باشد، چنانچه طلب وسيله بدون ايمان و تقوا فايده‏اى ندارد ؛ پس اگر هر دو در كنار هم باشند مفيد فايده خواهد بود ؛ زيرا كه پذيرش ولايت ممكن نيست مگر با ايمان و تقوا.
    پنجم : پيش از دعا به گناهان خود اعتراف كند.
    در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است كه حضرتش فرمود :
إنّما هي المدحة، ثمّ الإقرار بالذنب ثمّ المسألة، واللَّه ما خرج عبد من ذنب إلّا بالإقرار.(12)
همانا دعا اوّلش مدح و ثنا، آنگاه اعتراف به گناه، سپس خواستن حاجت است.
    ششم : با قلب غافل و مشغول دعا نكند، بلكه به درگاه خداوند روى آورده و با توجّه دعا نمايد. چنان كه امام صادق عليه السلام فرمود :
إنّ اللَّه لايستجيب دعاء بظهر قلب ساه، فإذا دعوت فأقبل بقلبك، ثمّ استيقن الإجابه.(13)
همانا خداوند متعال دعايى را كه با قلب غافل انجام گيرد، مستجاب نمى‏كند، چون خواستى دعا كنى با قلب خود به او توجّه كن آنگاه يقين به استجابت دعايت داشته باش.
    زيرا كسى كه با فكر پراكنده خدا را مى‏خواند در واقع دعا نمى‏كند، و دعايى پذيرفته نيست جز اينكه با توجّه قلبى به سوى خداوند انجام گيرد.
    هفتم : پاكيزه و حلال بودن خوراك و پوشاك دعا كننده است؛ زيرا كه دعاى شايسته از عمل شايسته است، آيا عمل خوب و شايسته با حرام و پليدى جمع مى‏شود؟
    در قرآن مى‏فرمايد : يا أَيَّهُا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً (14) ،«اى پيامبران! از غذاهاى پاكيزه و حلال ميل كنيد و عمل شايسته انجام دهيد»
    در اين آيه شريفه ميان عمل شايسته و خوردن غذاى حلال و پاكيزه ملازمه برقرار است.
    پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود :
من أحبّ أن يستجاب دعاؤه فليطيّب مطعمه ومكسبه.(15)
كسى كه دوست دارد دعايش مستجاب شود غذا و كسب خود را پاك و حلال نمايد.
    در حديث ديگر آمده است :
طهّر مأكلك، ولا تدخل في بطنك الحرام.(16)
خوراكت را پاكيزه كن، و مال حرام را وارد شكم خود نكن.
    در روايت ديگر آمده است :
أطب كسبك تستجاب دعوتك، فإنّ الرجل يرفع اللقمة إلى فيه حراماً فما تستجاب له أربعين يوماً.(17)
كسب و كار خويش را پاكيزه و حلال كن تا دعاى تو مستجاب گردد، زيرا هنگامى كه انسان لقمه حرامى را به دهانش مى‏گذارد دعاى او تا چهل روز مستجاب نمى‏شود.
    در حديث قدسى آمده است :
فمنك الدعاء وعليّ الإجابة، فلاتحجب عنّي دعوة إلّا دعوة آكل الحرام.(18)
اى بنده من! از تو دعا كردن و بر من اجابت است، و دعايى از من پوشيده نمى‏شود جز دعاى كسى كه از حرام مى‏خورد.
    مولاى ما امام صادق عليه السلام فرمود :
من سرّه أن يستجاب دعاؤه فليطيّب كسبه.(19)
كسى كه دوست دارد دعاى او مستجاب شود، بايد كسب و كارش را پاكيزه و حلال كند.
    در روايت ديگر فرمود :
إذا أراد أحدكم أن يستجاب له فليطيّب كسبه، وليخرج من مظالم الناس، وإنّ اللَّه لا يرفع دعاء عبد وفي بطنه حرام، أو عنده مظلمة لأحد من خلقه.(20)
كسى از شما كه مى‏خواهد دعايش مستجاب شود بايد كسب و كارش را پاكيزه و حلال كند، و خود را از حقّ مردم برهاند ؛ زيرا خداوند متعال دعاى كسى را كه در شكمش حرام باشد يا حقّ مردم بر ذمّه اوست، بالا نمى‏برد و مستجاب نمى‏كند.
    هشتم : حقوقى كه از مردم در عهده دارد ادا كند.
    مولاى ما حضرت صادق عليه السلام فرمود :
إنّ اللَّه عزّوجلّ يقول : وعزّتي وجلالي لا اُجيب دعوة مظلوم دعاني في مظلمة ظلمها، ولأحد عنده مثل تلك المظلمه.(21)
همانا خداوند متعال مى‏فرمايد : به عزّت و جلالم سوگند، دعاى مظلومى كه مورد ستم واقع شده در حالى كه خود او چنين ستمى را به ديگرى انجام داده، مستجاب نمى‏كنم.
    مولاى ما امير مؤمنان على عليه السلام فرمود :
إنّ اللَّه أوحى إلى عيسى بن مريم : قل للملإ من بني اسرائيل :... إنّي غير مستجيب لأحد منكم دعوة ولأحد من خلقي قبله مظلمه.(22)
خداوند به عيسى بن مريم وحى فرمود : به گروه بنى اسرائيل بگو :... من دعاى كسى را كه در نزد او حقّ مردم است، نمى‏پذيرم.
    نهم : گناه، مانع برآورده شدن حاجت است.
    امام باقر عليه السلام فرمود :
إنّ العبد يسأل الحاجة فيكون من شأنه قضاؤها إلى أجل قريب، أو إلى وقت بطي‏ء فيذنب العبد ذنباً، فيقول اللَّه تبارك وتعالى للملك :لاتقض حاجته وأحرمه إيّاها، فإنّه تعرّض لسخطي واستوجب الحرمان منّي. (23)
بنده‏اى از خدا حاجتى مسألت مى‏نمايد، از شأن بنده اين است كه حاجت او به زودى يا بعد از مدّت زمانى برآورده شود، امّا بنده مرتكب گناه مى‏شود، خداوند متعال به ملكى مى‏فرمايد : حاجت او را برآورده نكن و او را از آن محروم نما ؛ زيرا كه او تعرّض به غضب من كرد، و سزاوار محروميّت از جانب من شد.
    دهم : حُسن ظنّ به اجابت دعا داشته باشد.
    مقصود از حُسن ظنّ طلب يقين است، زيرا كه خلف وعده از حضرت بارى تعالى محال است، و هرگز تحقّق نمى‏پذيرد، و طبق آيه : اُدْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ(24)، «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم» خداوند امر به دعا نموده و استجابت آن را ضمانت كرده است، پس خلاف وعده نمى‏كند.
    همچنانكه در قرآن كريم مى‏فرمايد :  وَعْدَ اللَّهِ لايُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ (25)، «اين وعده الهى است و خدا در وعده خود خلاف نمى‏كند، ولى اكثر مردم نمى‏دانند.»
    چگونه خلف وعده مى‏كند در حالى كه او بى‏نياز و توانا و مهربان و رحيم و بزرگوار است؟
    در حديث است :
فإذا دعوت فأقبل بقلبك ثمّ استيقن الإجابه(26). (27)
هنگامى كه خواستى دعا كنى با قلب خود به درگاه حضرتش روى آور، آنگاه باور به اجابت داشته باش.
    يازدهم : اصرار و پافشارى در دعا كند.
    علّامه مجلسى رحمه الله آن را از آداب و شرايط دعا ذكر نموده و فرموده است :
    در كتاب آسمانىِ قبل از قرآن آمده است :
    لاتملّ من الدّعاء، فإنّي لا أملّ من الإجابه.(28)
از دعا خسته و ملول مشو، زيرا كه من از اجابت خسته و ملول نمى‏شوم.
    عبدالعزيز از امام صادق عليه السلام روايت مى‏كند كه حضرتش فرمود :
إنّ العبد إذا دعا لم يزل اللَّه في حاجته ما لم يستعجل. (29)
هنگامى كه بنده دعا مى‏كند، خداوند در حال اجابت حاجت او مى‏باشد مادامى كه عجله و شتاب نكرده (و دست از دعا برندارد).
    همچنين از آن حضرت روايت شده كه فرمود :
إنّ العبد إذا عجّل فقام لحاجته، يقول اللَّه تعالى : استعجل عبدي أتراه يظنّ أنّ حوائجه بيد غيري.(30)
هنگامى كه بنده با عجله و شتاب حاجتش را بخواهد، خداوند متعال مى‏فرمايد : بنده‏ام عجله مى‏كند، آيا گمان مى‏كند كه نيازهايش در دست غير من است؟
    پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود :
إنّ اللَّه يحبّ السائل اللحوح.(31)
خداوند سائل مصرّ و پافشارى كننده را دوست دارد.
    وليد بن عقبه هجرى روايت كرده و مى‏گويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود :
واللَّه لا يلحّ عبد مؤمن على اللَّه في حاجة إلّا قضاها له.(32)
به خدا سوگند، هيچ بنده مؤمنى در حاجت خود به خداوند متعال اصرار و پافشارى نمى‏كند مگر آن كه خداوند حاجت او را برآورده مى‏كند.
    ابو صباح از امام صادق عليه السلام روايت مى‏كند كه حضرت فرمود :
إنّ اللَّه كره إلحاح الناس بعضهم على بعض في المسألة، وأحبّ ذلك لنفسه، إنّ اللَّه يحبّ أن يسأل ويطلب ما عنده.(33)
خداوند اصرار برخى از مردم را بر بعض ديگر در حاجت‏هاى خودشان دوست ندارد، و اين اصرار و پافشارى را براى خودش دوست دارد، همانا خداوند متعال دوست دارد از او مسألت شده و از آنچه در پيشگاه اوست خواسته شود.
    احمد بن محمّد بن ابونصر مى‏گويد : به امام رضا عليه السلام عرض كردم: فدايت گردم، من مدّت چندين سال است كه حاجتى را از خداوند متعال مسألت نمودم، (و هنوز حاجت روا نشده‏ام)، و به جهت تأخير حاجتم در قلبم چيزى (وسوسه‏اى) احساس مى‏كنم.
    حضرت فرمود :
يا أحمد! إيّاك والشيطان أن يكون له عليك سبيل، حتّى يقنّطك، إنّ أبا جعفر عليه السلام كان يقول : إنّ المؤمن ليسأل اللَّه حاجة فيؤخّر عنه تعجيل إجابته حبّاً لصوته واستماع نحيبه.
ثمّ قال : واللَّه ما أخّر اللَّه عن المؤمنين ما يطلبون في هذه الدّنيا خير لهم ممّا عجّل لهم فيها، وأيّ شي‏ء الدنيا.
(34)
اى احمد ؛ بپرهيز از شيطان، كه بر تو نفوذ كند تا اينكه تو را ( از در رحمت الهى ) نا اميد گرداند، همانا امام باقر عليه السلام مى‏فرمود :
همانا فرد مؤمن حاجتى را از خداوند مى‏خواهد پس حاجت او به تأخير مى‏افتد به خاطر اينكه خداوند صداى او را دوست دارد و مى‏خواهد نالة او را بشنود.
سپس فرمود : به خدا سوگند؛ آنچه خداوند از حاجات مؤمنان در اين دنيا به تأخير مى‏اندازد بهتر از آن است كه نيازهايشان را برطرف مى‏سازد، و دنيا چه ارزشى دارد؟
    امام صادق عليه السلام فرمود :
إنّ العبد الوليّ للَّه يدعو اللَّه في الأمر ينوبه، فيقال للملك الموكّل به : إقض لعبدي حاجته ولاتعجّلها، فإنّي أشتهي أن أسمع نداءه وصوته.
وإنّ العبد العدوّ للَّه ليدعو اللَّه في الأمر ينوبه، فيقال للملك الموكّل به : إقض لعبدي حاجته وعجّلها، فإنّي أكره أن أسمع نداءه وصوته.
قال : فيقول الناس : ما اُعطي هذا إلّا لكرامته، وما منع هذا إلّا لهوانه.
(35)
بنده‏اى كه خدا دوستش دارد و پيوسته در امرى خدا را مى‏خواند، به ملكى كه موكّل حاجت اوست خطاب مى‏رسد :
حاجت بنده‏ام را برآور ولى عجله نكن، زيرا من دوست دارم ندا و صداى او را بشنوم.
و بنده‏اى كه خداى را دشمن است وقتى پيوسته در امرى دعا مى‏كند، به ملكى كه موكّل اوست خطاب مى‏شود : بشتاب و حاجت بنده‏ام را بده ؛ زيرا من دوست ندارم ندا و صداى او را بشنوم.
حضرت فرمود : (در اين موقع) مردم مى‏گويند : او به خاطر كرامتى كه داشت حاجت روا شد، و اين به جهت خوارى از حاجتش منع شد!
    باز حضرت در روايتى ديگر مى‏فرمايد :
لايزال المؤمن بخير ورخاء ورحمة من اللَّه ما لم يستعجل فيقنط فيترك الدعاء، قلت له : كيف يستعجل؟
قال : يقول : قد دعوت منذ كذا وكذا، ولا أرى الإجابه.
(36)
پيوسته مؤمن در خير و رفاه و رحمت الهى است، تا وقتى كه عجله نكرده و پشيمان نگردد، و دست از دعا برندارد.
عرض كردم : چگونه عجله مى‏كند؟
فرمود : مى‏گويد : مدّتى است خداى را مى‏خوانم ولى اثرى از اجابت نمى‏بينم.
    همچنين در كلامى ديگر مى‏فرمايد :
إنّ المؤمن ليدعو اللَّه في حاجته فيقول عزّوجلّ : أخّروا إجابته، شوقاً إلى صوته ودعائه. فإذا كان يوم القيامة قال اللَّه :
عبدي دعوتني وأخّرت إجابتك وثوابك كذا وكذا، ودعوتني في كذا وكذا فأخّرت إجابتك وثوابك كذا.
قال : فيتمنّى المؤمن أنّه لم يستجب له دعوة في الدّنيا ممّا يرى من حسن الثواب.
(37)
بنده مؤمن خداى را در حاجت خود مى‏خواند، خداوند متعال مى‏فرمايد : اجابت دعايش را به تأخير اندازيد، چون شوق و ميل به صدا و دعاى او دارم.
روز قيامت خداوند متعال مى‏فرمايد :
بنده من ؛ مرا خواندى و من اجابت تو را به تأخير انداختم اينك اين اجر و پاداش تو، و مرا در فلان حاجت و فلان حاجت خواندى، من اجابت تو را به تأخير انداختم، اينك اين اجر و پاداش آن.
حضرت فرمود : در آن روز مؤمن آرزو مى‏كند كه اى كاش در دنيا هيچ دعاى او مستجاب نمى‏شد، و اين هنگامى است كه اجر و پاداش نيك را در آخرت مى‏بيند.
    باز حضرت در حديث ديگرى مى‏فرمايد :
قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : رحم اللَّه عبداً طلب من اللَّه حاجة فألحّ في الدّعاء، اُستجيب له أو لم يستجب له، وتلا هذه الآيه:
وَ أَدْعُو رَبّي عَسى أَنْ لا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبّي شَقِيّاً
(38). (39)
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : خدا بنده‏اى را كه از او حاجتى خواسته و پافشارى كند مى‏آمرزد، چه دعايش مستجاب شود و چه مستجاب نشود، بعد حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمود :
«پروردگارم را مى‏خوانم به اين اميد كه به خواندن پروردگارم ستمگر نباشم.»
    در تورات آمده است :
يا موسى ؛ من أحبّني لم ينسني، ومن رجا معروفي ألحّ في مسألتي.
يا موسى ؛ إنّي لست بغافل عن خلقي ولكن اُحبّ أن تسمع ملائكتي ضجيج الدّعاء من عبادي، وترى حفظتي تقرّب بني آدم إليَّ بما أنا مقوّيهم عليه ومسبّبه لهم.
يا موسى ؛ قل لبني إسرائيل : لاتبطرنّكم النعمة فيعاجلكم السلب، ولاتغفلوا عن الشكر فيقارعكم الذلّ، وألحّوا في الدّعاء تشملكم الرحمة بالإجابة، وتهنئكم العافيه.(40)
اى موسى؛ كسى كه مرا دوست دارد فراموشم نمى‏كند. و كسى كه به رزق و احسان من اميدوار باشد در مسألت خود اصرار و پافشارى مى‏كند.
اى موسى؛ من از مخلوقاتم غافل نيستم، لكن دوست دارم ملائكه من ناله‏هاى دعاى بندگانم را بشنوند، و حافظان عرش من تقرّب و نزديكى فرزندان آدم را نسبت به من به سبب نيرويى كه در اختيار آنها گذارده‏ام، و اسباب دعا را براى آنان فراهم كرده‏ام، مشاهده كنند.
اى موسى؛ به بنى‏اسرائيل بگو : نعمت و رفاه باعث طغيان و ناشكرى شما نگردد تا نعمت را از شما سلب نمايم، و از شكر و سپاس غفلت نورزيد تا ذلّت و خوارى دامنگيرتان نشود، و در دعا اصرار و پافشارى كنيد تا رحمت اجابت شامل حالتان گردد، و عافيت و سلامتى براى شما گوارا باشد.
    امام باقر عليه السلام فرمود: لايلحّ عبد مؤمن على اللَّه في حاجته إلّا قضاها له.(41)
هيچ بنده‏اى در حاجت خود به خداى متعال اصرار نمى‏كند جز اينكه حضرت حق حاجت او را روا مى‏كند.
    منصور صيقل مى‏گويد : قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام : ربّما دعا الرجل فاستجيب له ثمّ اُخّر ذلك إلى حين؟ قال : فقال : نعم. قلت : ولِمَ ذلك ليزداد من الدعاء؟ قال : نعم.(42)
به امام صادق عليه السلام عرضه داشتم : گاهى اوقات شخصى دعا مى‏كند و مستجاب مى‏شود، امّا تا مدّتى به تأخير مى‏افتد (آیا چنين است؟)
حضرت فرمود : آرى.
گفتم : چرا به تأخير مى‏افتد؟ آيا براى اينكه زياد دعا كند؟
حضرت فرمود : آری.
 

پی نوشت:
1) بحار الأنوار : 322/93  
2)  بحار الأنوار : 313/93 
3)  الكافي : 503/2  
4)  بحار الأنوار : 315/93
5)  بحار الأنوار : 54/94
6)  بحار الأنوار : 312/93 و 316
7)  بحار الأنوار : 316/93
8) بحار الأنوار : 22/94
9) سوره مائده، آيه 35 
10) تفسير صافى : 441/1 
11)  سوره مائده، آيه 35 
12)  بحار الأنوار : 318/93
13) بحار الأنوار : 323/93 
14) سوره مؤمنون، آيه 51
15)  بحار الأنوار : 372/93  
16) بحار الأنوار : 373/93
17)  بحار الأنوار : 358/93 
18)  بحار الأنوار : 373/93
19) بحار الأنوار : 373/93
20)  بحار الأنوار : 321/93
21)  بحار الأنوار : 320/93
22) بحار الأنوار : 373/93
23) بحار الأنوار : 328/73
24)  سوره غافر، آيه 60
25) سوره روم، آيه 6
26) بحار الأنوار : 323/93
27)  المختار من كلمات الإمام المهدي : 238/1 
28) بحار الأنوار : 373/93  
29)  الكافي : 474/2
30) بحار الأنوار : 374/93
31) بحار الأنوار : 374/93  
32)  الكافي : 475/2
33)   الكافي : 475/2
34)  بحار الأنوار : 374/93
35)  بحارالأنوار : 374/93
36) بحارالأنوار : 374/93
37) بحار الأنوار : 374/93  
38)  سوره مريم، آيه 48.  
39)  بحار الأنوار : 375/93
40) بحار الأنوار : 375/93
41)  بحار الأنوار : 375/93
42) بحار الأنوار : 375/93