آيا ياران همه شيعه و مردم همه بايد شيعه شوند ؟ چگو نه ؟

در ابتدا بايد توجه داشت:
ياران حضرت را سه گروه تشکيل مي دهند:
الف. 313 که ياران خاص هستند؛
ب. ده هزار نفر ؛
ج. عموم شيعيان و محبان.
در روايتي از امام جواد(ع) آمده است: "پس هنگامي که اين تعداد (313 نفر) از اهل اخلاص گرد او (در مکه و به اذن خدا) جمع شدند، خدا امر او را ظاهر کند. پس هنگامي که براي او عقد (ده هزار نفر مرد) کامل شد، به اذن خداي عزوجل خروج مي کند".(کمال الدين، ج2، ب36، خ2)
ياران گروه اول و دوم کساني هستند که ولايت و امامت امام مهدي(ع) را پذيرفته و لياقت سربازي را در خود ايجاد کرده اند. اما گروه سوم(شايد برخي از افراد گروه دوم) هم ميتوانند از افرادي باشند که قبل از ظهور شيعه بوده و لياقت ياري امام را پيدا کرده اند و هم ميتوانند از افراد غير شيعه باشند که با درک ظهور و شنيدن پيام دعوت امام با توجه به فطرت الهي و عدالت خواه و حق طلب خود حضرت را بپذيرند و با همه وجود سر به اطاعت او بگذارند.
براي ظهور شرايطي ذکر شده است که در صورت فراهم آمدن آنها ظهور تحقق پيدا ميکند.
مراد از شرايط انقلاب كه ظهور و قيام حضرت مهدي(ع) نمونه ي كامل و بارز آن است، اموري است كه پديده ي انقلاب به آنها وابستگي وجودي دارد و تحقق آن، متوقف و مشروط به وجود اين امور است. براي انقلاب جهاني و بزرگ امام مهدي(ع) مانند هر انقلاب ديگر، چهار شرط متصور است:
 

الف. قانون جامع:
يك انقلاب براي در هم شكستن وضع موجود و برقراري وضع مطلوب، به دو برنامه نياز دارد: 1. برنامه براي نابودي وضع موجود؛ 2. قانون مناسب براي حركت جامعه به طرف وضعيت مطلوب و رسيدن به حالت آرماني.
قيام جهاني حضرت مهدي(ع) نيز اين شرط را لازم دارد. برنامه ي حركت، در قسمت اول، بر اساس روايات، حركت مسلحانه است تا نابودي كامل شرك و كفر. به عبارت دقيق تر، حضرت هنگام ظهور ابتدا مردم را دعوت به دين و امامت مي كند و اگر كسي مخالفت كرد و خواست به راه شرك و ر ادامه دهد، حضرت با وي مقابله مي كند. اين روش بر گرفته از قرآن است: "وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ"(بقره، 193).
برنامه حضرت در بخش دوم نيز، بر اساس عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر است. پيامبر فرمود: "سيره و سنت او سنت من است. مردم را بر دين و آيين من به پا خواهد داشت و آنان را به كتاب پروردگارم دعوت مي كند".(كمال الدين، ج 2، ب39، ح6).

ب. رهبري:
شرط ديگر براي پيدايش يك انقلاب، وجود رهبر و پيشوايي آگاه و توان مند و دلسوز است تا با آشنايي كامل از اهداف و برنامه ها و زمينه ها و موانع، با مديريتي صحيح و قاطع، حركت انقلاب را رهبري كند و تا آخرين نفس ادامه دهد.
انقلاب عظيم امام مهدي(ع) نيز داراي اين شرط است. رهبر اين انقلاب، بزرگ مردي از سلسله امامت است كه در دامان امام پرورش يافته و وارث علوم پيامبر و آگاه به قرآن و معارف دين است. پيامبر فرمود: "منا مهدي هذ الامة الذي يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما؛ مهدي اين امت از ما است، كسي كه زمين را از قسط و عدل پر مي كند همان گونه كه از جور و ظلم پر شده است".(كمال الدين، ج1، ب24، ح10).

ج. ياران:
شرط ديگر يك انقلاب، وجود ياراني فداكار است كه با آشنايي نسبت به برنامه ها و اهداف و اعتقاد به آنها، تا آخرين لحظه، از رهبر و انقلاب دست برندارند و آماده ي هر گونه فداكاري باشند. قيام جهاني امام مهدي(ع) نيز نياز به ياراني دارد كه ضمن آشنايي و اعتقاد به امام و دين تا آخرين لحظه فداكاري كنند.
از امام جواد(ع) در ضمن حديثي نقل شده است كه اصحابش به سوي او اجتماع مي كنند كه سيصد و سيزده نفرند، به تعداد اهل بدر، از نقاط مختلف زمين ... وقتي اين عده جمع شدند خدا امر او را ظاهر مي كند و چون عقد كامل شد، كه ده هزار نفرند، خروج مي كند به اذن خدا. (كمال الدين، ج2، ب37، ح2).

د. آماگي و پذيرش عمومي:
يكي ديگر از شرايط يك انقلاب و تحقق آن، پذيرش مردمي است. اگر مردم آن را نخواهند، حتماً به سرانجام نمي رسد. نمونه ي آن، قيام خونين كربلا است كه مردم نخواستند و به شهادت امام حسين(ع) منتهي شد. (البته وظيفه امام حسين(ع) بر اساس دستور خدا، حركت و قيام بود).
انقلاب امام مهدي(ع) نيز اين شرط را لازم دارد. مردم بايد به حدي از رشد و آگاهي رسيده باشند كه پذيراي حركت اصلاحي و قيام بزرگ منجي عالم بشريت باشند.
از ميان چهار شرط ياد شده دو شرط فراهم است و آن، طرح و برنامه و وجود رهبر است، اما آيا شرط سوم و چهارم نيز فراهم شده است؟ آيا ياران فداكاري كه معرفت مناسبي داشته باشند، به مقدار كافي فراهم است؟ آيا مردم آمادگي پذيرش انقلاب او را پيدا كرده اند؟
بنابراين، آنچه بايد اتفاق بيافتد آن است که عموم مردم خواستار آمدن منجي آسماني و رهايي از وضعيت موجود باشند.