آيه سوم،آيه ي 55 از سوره ي مباركه نور

وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي‏ لَهُمْ وَ لَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَني‏ لا يشْرِكُونَ بي‏ شَيئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛1
«خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين، جانشين [خود] قرار دهد؛ همان گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند، جانشين [خود] قرار داد. و آن ديني را كه برايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزي را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد؛ آنانند كه نافرمانند».
در آيات پيش از اين آيه، سخن از اطاعت و تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) است و در اين آيه، بحث ادامه يافته و نتيجه اين اطاعت ـ كه همان حكومت جهاني است ـ بيان شده است. بر اساس آن، خداوند به كساني كه از شما ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، وعده مي‏دهد كه آنان را قطعاً خليفة روي زمين خواهد كرد؛ همان گونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين و آييني را كه براي آنان پسنديده، به طور ريشه‏دار و پا بر جا در صفحه زمين مستقر خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را، به امنيت و آرامش مبدّل خواهد كرد. مردم تنها خدا را ‏پرستيده و چيزي را شريك او قرار نخواهند داد
بعد از اين برتري و فراگيري حكومت توحيد و استقرار آيين الهي و از ميان رفتن هر گونه اضطراب، ناامني و شرك، كساني كه بعد از آن كفر بورزند، به يقين فاسق واقعي خواهند بود!
به هر حال مجموع آيه نشانگر اين است كه خداوند به گروهي از مسلمانان صالح و مؤمن، سه نويد داده است
1. جانشيني و حكومت روي زمين؛ 
2. نشر آيين حق به طور اساسي و ريشه‌اي در جهان؛
3. از ميان رفتن اسباب ترس و ناامني
نتيجه آنکه مردم در اين دوران با نهايت آزادي، خدا را مي پرستند، فرمان هاي او را گردن مي نهند، هيچ شريك و شبيهي براي او قائل نمي شوند و توحيد خالص را در همه جا 
مي گسترانند.
نكته ‏ها 
1. بر اساس اين آيه، افرادي قبل از مسلمانان داراي خلافت روي زمين بودند؛ حال اينان چه کساني اند؟ برخي از مفسران آن را اشاره به آدم و داود و سليمان دانسته‏اند؛ چرا كه قرآن دربارة آدم مي‏فرمايد: إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة؛2 «من در زمين خليفه‏اي قرار مي-دهم». درباره داود فرموده است: يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْض؛3 «اي داود ما تو را خليفه در روي زمين قرار داديم». سليمان نيز به مقتضاي آيه شانزده سوره «نمل» وارث حكومت داود بود و خليفه در روي زمين شد
اما برخي ديگرـ مانند علامه طباطبائي(ره) ـ اين معنا را بعيد شمرده اند؛ زيرا تعبير الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ را متناسب انبيا ندانسته اند. به نظر ايشان در قرآن، اين تعبير در مورد پيامبران به كار نرفته است؛ از اين رو اشاره به امت هاي پيشين است كه داراي ايمان و عمل صالح بوده، در روي زمين حکومت يافتند.
جمعي ديگر معتقدند: اين آيه اشاره به «بني اسرائيل» است؛ زيرا آنها با ظهور موسي(عليه السلام) و در هم شكسته شدن قدرت فرعون، مالك حكومت روي زمين شدند؛ چنان كه در آيه اي آمده است
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي‏ بارَكْنا فيها؛4 «ما آن جمعيت مستضعف (مؤمنان بني اسرائيل) را وارث مشارق و مغارب ـ زميني را كه پر بركت كرديم ـ قرار داديم».
و نيز درباره همان ها مي‏فرمايد
؛ «ما اراده كرده‏ايم كه قوم مستضعف ( مؤمنان بني اسرائيل) را در روي زمين تمكين دهيم ( و صاحب نفوذ و مسلّط سازيموَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْض )». 
2. اين وعده الهي از آن كيست ؟ 
در اين آيه خداوند وعده حكومت روي زمين، برتري دين و آيين و امنيت كامل را به گروهي از مؤمنان و صالحان داده است. اما در اينكه منظور از اين گروه چه کساني-اند؛ ميان مفسران گفت و گو است.
برخي آن را اشاره به حكومت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي‏دانند كه شرق و غرب جهان، در زير لواي حكومت آن حضرت قرار مي‏گيرد، آيين حق در همه جا نفوذ مي‏كند، ناامني و خوف و جنگ از صفحه زمين بر چيده مي‏شود و عبادت خالي از شرك، براي جهانيان تحقق مي‏يابد.5
بدون شك آيه، هم شامل مسلمانان نخستين و هم حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي شود. طبق عقيده عموم مسلمانان ـ اعم از شيعه و اهل تسنن ـ آن حضرت سراسر زمين را پر از عدل و داد مي‏كند و او مصداق كامل اين آيه است؛ ولي با اين حال منعي از عموميت و گستردگي مفهوم آن نيست
اينكه برخي مي‏گويند: كلمه «ارض» مطلق است و تمام روي زمين را شامل مي‏شود و اين منحصراً مربوط به حكومت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است، با جمله «كما استخلف...» سازگار نيست؛ زيرا خلافت و حكومت پيشينيان به يقين در تمام پهنه زمين نبود.
به علاوه شأن نزول آيه نيز نشان مي‏دهد كه حداقل نمونه‏اي از اين حكومت در عصر پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) براي مسلمانان (هر چند در اواخر عمر آن حضرت)، حاصل شده است.
گفتني است ثمرة تمامي کوشش‌هاي پيامبران و تبليغات مستمر و پي‏گير آنان و نمونه کامل حاكميت توحيد و امنيت كامل و عبادت، در زماني تحقق مي‌يابد كه حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور مي کند6
همان گونه كه گفته شد اين تفسيرها، به معناي انحصار مصداق آيه نيست؛ بلكه بيان مصداق كامل است. ابو بصير از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده است: آن حضرت ذيل آيه شريفه چنين فرمود: «نزلت في الْقَائِم وَ أَصْحَابه»؛7 «[اين آيه] در باره قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و اصحاب ايشان نازل شده است».
علامه طباطبايي(ره) در اين باره مي نويسد: «... اين مجتمع طيّب و طاهر با صفاتي كه از فضيلت و قداست دارد، هرگز تاكنون در دنيا منعقد نشده و دنيا از روزی كه پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) مبعوث به رسالت گشته، تاكنون، چنين جامعه‏اي به خود نديده است. ناگزير اگر مصداقي پيدا كند، در روزگار حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود؛ چون اخبار متواتری كه از رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه اهل بيت(عليهم السلام) در خصوصيات آن حضرت وارد شده، از تشکيل چنين جامعه‏ای خبر می دهد. البته اين در صورتی است كه روی سخن در آيه را متوجه مجتمع صالح بدانيم، نه تنها حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف)». 
آن گاه ايشان ادامه مي دهد: «خواهيد گفت: طبق اين نظريه چه معنا دارد كه روی سخن را در زمان نزول آيه به الذين آمنوا و عملوا الصالحات كند، در حالی كه مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آن روز نبود (نه خودش بود و نه يكی از اهل زمانش)؟ 
در پاسخ مي‏گوييم: اين سؤال ناشی از اين است كه پرسش كننده، ميان خطاب های فردی با خطاب های اجتماعی خلط كرده است؛ چون خطاب ممكن است دو جور متوجه اشخاص شود: يكی اينكه اشخاصی را مورد خطابی قرار دهند؛ بدين جهت كه خصوصيات خودِ آنان مورد نظر است. به طور ديگر اينکه همان اشخاص را مورد خطاب قرار دهند ـ نه از اين جهت که شخصِ خود آنان مورد نظر باشد، بلکه ـ از اين جهت که جمعيتي هستند داراي صفاتي معين. در صورت اول، خطاب از مخاطبان به غير مخاطبان متوجه نمي شود و شامل آنها نمي گردد ـ نه وعده اش، نه وعيدش ونه هيچ چيز ديگرش ـ و در قسم دوم اصلاً اشخاص دخالتي ندارند و خطاب متوجه دارندگان صفات کذايي است که در اين صورت به ديگران نيز متوجه مي‌شود
در آيه شريفه، خطاب از قبيل خطاب هاي دوم است که بيانش گذشت و اغلب خطاب هاي قرآني ـ که يا مؤمنان را مخاطب کرده و يا کفار را ـ از اين قبيل است».8 
در مجمع البيان در ذيل آيه وَعَدَ اللهُ الذينَ آمنوا مِنكُم ... آمده است: مفسران در اينكه الذينَ آمَنوا مِنكُم چه كساني اند، اختلاف دارند و از اهل بيت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) روايت شده كه منظور، مهدي از آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) است
عياشی به سند خود از علی بن الحسين(عليه السلام) روايت كرده است: وقتی اين آيه را تلاوت كرد، فرمود: به خدا سوگند! ايشان شيعيان ما اهل‏بيت اند كه خدا اين وعدة خود را در حق ايشان، به وسيله مردی از ما تحقّق می بخشد و او مهدی اين امت است. او كسی است كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) درباره‏اش فرمود: اگر از دنيا نماند مگر يك روز، خدا آن روز را آن قدر طولانی می‏كند تا مردی از عترتم قيام كند كه هم نام من است. او زمين را پر از عدل و داد می‌كند، آن چنان كه از ظلم و جور آکنده شده باشد. نظير اين روايت از ابی جعفر و ابی عبد الله(عليهما السلام) نقل شده است.
علامه طباطبايي در جمع بندي مباحث مي‌نويسد: «از ائمه اهل بيت(عليهم السلام) در اين باره اخباری روايت شده است. در گذشته هم بيان انطباق آيه بر مضمون اين روايات گذشت و نيز در مجمع البيان بعد از نقل روايت بالا آمده است: بنابر اين مراد از الذينَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصالحات رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) و اهل بيت او(عليهم السلام) است».9

نويسنده:خدامرلد سلیمیان

  • 1. نور (24)، آيه 55.
  • 2. بقره (2)، آيه 30.
  • 3. ص (37)، آيه 26.
  • 4. اعراف (7)، آيه 137.
  • 5. ر.ک: محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ج15، ص218.
  • 6. ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 14، صص530 ـ 532.
  • 7. محمد بن حسن طوسي(ره) ، كتاب الغيبة، ص 173؛ نعماني(ره)، الغيبة، ص240، ح35.
  • 8. محمد حسين طباطبايي، ترجمه الميزان، ج 15، ص 220.
  • 9. همان، ج 15، ص225.
منابع: 

درسنامه مهدویت1-ص37تاص42