امام زمان اكنون در كجا زندگى مى‏ كند؟ آيا با توجه به فقراتى از دعاى ندبه، مى ‏توان گفت كه جايگاه ايشان كوه رضوى يا ذى طوى است؟

آيت الله صافى گلپايگانى درباره‏ ى بخش اول سؤال مى‏ فرمايد:
»اصولا بايد توجه داشت كه اگر در موضوع «غيبت»، اين گونه نقاط مكتوم بماند، شك و شبه ه‏اى ايجاد نمى ‏كند؛ چنان كه روشن شدن آن نيز در ثبوت و اثبات اصل غيبت مداخله‏اى ندارد( وقتى غيبت شخص امام (عج) و مخفى بودن ايشان معقول و منطقى است، مخفى بودن اين خصوصيات به طريق اولى معقول و منطقى خواهد بود) جهل به اين گونه امور، دليل بر هيچ مطلبى نمى ‏شود با اين حال، براى اين كه پاسخ مختصرى به اين پرسش داده شود، عرض مى‏كنيم: بر حسب آنچه از بعضى از احاديث و حكايات معتبر استفاده مى‏شود، امام (عج)در غيبت كبرى در مكان خاص و شهر معينى استقرار دائم ندارند؛ بلكه براى انجام وظايف و تكاليفى به مسافرت و سير و حركت و انتقال از مكانى به مكان ديگر مى ‏پردازند» (آيت الله صافى گلپايگانى) پاسخ به ده پرسش، صص 27 – 28
به عنوان شاهدى بر اين مدعا مى‏توان به دو توقيعى اشاره كرد كه از امام زمان (عج) خطاب به شيخ مفيد نوشته شده است( در توقيع اول ضمن مباحث مختلف، اشاره شده است: «ما در عين حال كه در مكانى به دور از خانه‏هاى ظالمين بر حسب آنچه خداوند تعالى تا زمانى كه حكومت دنيا در دست فاسقين باشد، به مصلحت ما ديده است - سكونت داريم - اما به كارهاى شما عالميم و ذره‏اى از اخبار شما از ما فروگذار نمى‏شود» ) الاحتجاج «طبرسى»، ج 2، ص 319؛ به نقل از كلمة الامام المهدى، ج 1، ص 190( «نحن و ان كنا ناوين بمكاننا النائى عن مساكن الظالمين، حسب الذى أراناه الله تعالى من الصلاح و لشيعتنا المؤمنين ذلك مادامت دولة الدنيا للفاسقين، فانا نحيط علما بأنبائكم و لا يعزب عنا شى‏ء من أخباركم»( اين فقره به خوبى نشان مى‏دهد كه ايشان در محل‏هايى سكونت مى‏گزينند كه از خانه‏هاى ظالمين دور باشد( اين مطلب در توقيع دوم صريح‏تر آمده است كه در آن مى‏فرمايد: « و ما شاهد و ناظر مناجات تو بوديم در حالى كه در جايگاهمان در قله‏ى كوهى در محلى ناشناخته ساكنيم و اخيرا به خاطر افرادى بى‏ايمان به ناچار از منطقه‏اى پر درخت به اين جا آمده‏ايم و به زودى از اين جا به دشتى هموار كه چندان از آبادى‏ها دور نباشد، فرود خواهيم آمد» ) الاحتجاج، ج 2، ص 324؛ به نقل از كلمة الامام المهدى، ج 1، ص 196 - 8 فقد كنا نظرنا مناجاتك الان من مستقر لنا ينصب فى شمراخ من بهماء صرنا اليه آنفا من غماليل ألجأنا اليه السباريت من الايمان و يوشك أن يكون هبوطنا الى صحصح من غير بعد من الدهر و لا تطاول من الزمان)
بعيد نيست كه اقامتگاه اصلى ايشان و يا اماكنى كه بيش‏تر آمد و شدشان در آن جاهاست، مكه‏ى معظمه و مدينه‏ى منوره و عتبات مقدسه باشد)
اما درباره‏ى اين كه حضرت امام زمان (عج) با كوه رضوى و ذى طوى چه ارتباطى دارند كه در دعاى ندبه آمده است: «ليت شعرى أين استقرت بك النوى؟ بل أى أرض تقلك أو ثرى؟ أبرضوى أو غيرها أم ذى طوى؟» آيت الله صافى گلپايگانى بحث مفصلى دارد كه خلاصه‏اش اين است:
اولا: اين دو مكان بر حسب كتب معاجم و تواريخ، از اماكن مقدس مى‏باشند و محتمل است كه حضرت صاحب الامر (عج) برخى از اوقات شريف خود را در اين دو مكان به عبادت و خلوت گذرانده باشند( اين جمله هيچ دلالتى ندارد بر اين كه اين دو مكان يا يكى از آن‏ها، اقامتگاه اصلى و دائمى ايشان باشد)
ثانيا: اين استفهام‏ها، استفهام حقيقى نيست؛ بلكه به انگيزه‏ى بيان سوز هجران و اظهار تأسف از فراق و حرمان از فيض حضور و تأخير عصر ظهور گفته شده است
(ثالثا: برخى از عبارات خود اين دعاى شريف نيز دلالت دارد بر اين كه ايشان در بين مردم هستند و از ميان مردم خارج و جدا نيستند؛ مثل اين فقره كه: »بنفسى أنت من مغيب لم يخل منا، بنفسى أنت من نازح لم ينزح (ما نزح( عنا« ( همان: جانم به فدايت، تو همان ناپيدايى هستى كه بيرون از ما نيستى) جانم به فدايت، تو همان كنار رفته‏اى هستى كه از ما به كنار نيستى) لذا به هيچ وجه اين عبارات، جايگاه دائمى براى ايشان مشخص نمى‏كند ( «آيت الله صافى گلپايگانى»، فروغ ولايت در دعاى ندبه، صص 35 - 46) لازم به ذكر است، با توجه به اين كه فرقه‏ى كيسانيه (كه قبلا درباره‏اش صحبت كرديم) معتقدند محمد بن حنفيه (پسر امام على (ع))همان مهدى موعود است و او در كوه رضوى غيبت كرده است و در همان جا سكونت دارد، برخى اين توهم برايشان پيدا شده است كه با توجه به اين فقرات مورد بحث (أبرضوى او )، چه بسا اين دعاى ندبه، ساخته و پرداخته همين فرقه‏ى كيسانيه باشد( «آيت الله صافى گلپايگانى» در اين كتاب مفصلا به اين شبهه پاسخ مى‏دهد و علاوه بر ادله‏ى فوق، از جمله دلايلى كه در رفع اين توهم آمده، اين فقره‏ى دعاست كه: «أين الحسن؟ أين الحسين؟ أين أبناء الحسين؟ صالح بعد صالح و صادق بعد صادق» و مى‏دانيم كه كيسانيه، امامت را بعد از امام حسين (ع) در محمد حنفيه تمام شده مى داند و به امامت فرزندان امام حسين (ع) معتقد نيست( باز عبارت «و ابن فاطمة الكبرى» به خوبى نشان مى‏دهد كه در اين دعا، مهدى از اولاد حضرت فاطمه (س) دانسته شده، در حالى كه محمد حنفيه از اولاد حضرت فاطمه (س(نبوده است)