اهل بیت مشتاق دیدار مهدی (ع)

و حجت قائم را دیدم که همچون ستاره ای پرنور در میان ایشان می درخشید. آن گاه از جانب رب العالمین خطاب آمد: ای محمد، او را دوست بدار؛ همانا که من او و دوستداران او را دوست می دارم.1

شاید از همین روست که حضرت رسول(ص) از خداوند متعال تقاضای دیدار یاوران حضرت مهدی(ع) را داشته2 و ایشان را برادران، دوستان3، محبوبان و گرامی ترین افراد امت در نزد خویش معرفی می نماید:

آنان رفیقان من، مورد علاقه و محبت شدید من و گرامی ترین افراد امتم نزد من می باشند.

بی تردید همة آشنایان به ساحت آن ولیّ معظم الهی، خواهان ارتباط چهره به چهره با حضرتش هستند. پیش از آن که از امکان دیدار بگوییم، به گوشه ای از رفعت شأن آن حجت بالغه الهی از دیدگاه ائمه اطهار(ع) که خود درخواست دیدار آن عزیز را داشته اند، می پردازیم.

اولیای الهی همیشه خواهان دیدار امام عصر(ع) و طالب وصال آن واصل بالله تعالی بوده اند. اینک به برخی از این درخواست های شورانگیز، اشاره ای گذرا خواهیم داشت.

پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی(ص) از دیدار انوار ائمه اطهار(ع) در شب معراج خبر می دهد و آن گاه می فرماید:

و حجت قائم را دیدم که همچون ستاره ای پرنور در میان ایشان می درخشید. آن گاه از جانب رب العالمین خطاب آمد: ای محمد، او را دوست بدار؛ همانا که من او و دوستداران او را دوست می دارم.1

شاید از همین روست که حضرت رسول(ص) از خداوند متعال تقاضای دیدار یاوران حضرت مهدی(ع) را داشته2 و ایشان را برادران، دوستان3، محبوبان و گرامی ترین افراد امت در نزد خویش معرفی می نماید:

آنان رفیقان من، مورد علاقه و محبت شدید من و گرامی ترین افراد امتم نزد من می باشند.4

از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) خطاب به کمیل بن زیاد نخعی، عباراتی در باب مقام پرعظمت امام مهدی(ع) و یارانش بیان شده که هر یک به تنهایی اهل تدبر را کافی است. به این عبارت حیرت انگیز بنگرید:

علم به آن ها هجوم آورده، به گونه ای که حقایق امور بر آنان آشکار گردیده است. پس آن ها با روح یقین همراه شده ا ند... و آن ها بدانچه نادانان از آن وحشت دارند، انس گرفته اند. بدن های آن ها در دنیاست، اما ارواحشان به محل اعلی تعلق دارد. آن ها خلفا و جانشین خداوند و دعوت کنندگان به سوی دین اویند. آه آه چه فراوان مشتاق و شیفته دیدارشان هستم!5

از این گفتار والهانه مولایمان علی(ع) آیا جز مدح و ثنا و درخواست دیدار مهدی صاحب الزمان(ع) در وصف امام زمان(ع) می فرماید:

پناه دهی او از همه شما گسترده تر و دانش او از همه شما بیشتر و رسیدگی او به خویشان از همة شما برتر است... چقدر مشتاق دیدن اویم.6

جابر جعفی گوید، از حضرت امام محمد باقر(ع)، شکافندة علوم نبوی، شنیدم که امام علی(ع) در پاسخ کسی که از اوصاف مهدی سؤال کرد، این گونه فرمود:

پدرم فدای آن پسر بهترین کنیزان باد!7

آیا در این بیان مولی الموحدین(ع) جز سر و جان نثار کردن بهر دوست، اشارة دیگری آمده است تا ازآن بگوییم.

قندوزی حنفی آورده است: پس از جنگ نهروان بود که حضرت امیر(ع) به ایراد سخن پرداخت و در فرازهایی از آن، از رخدادهای آینده قدری پرده برداشت: از جمله از قیام امام مهدی(ع): «آن فرمان خداست که در هنگامه مناسب خود، به طور قطع روی خواهد داد.» و آن عزیز را این گونه توصیف فرمود:

هان! ای فرزند بهترین بانوان، تا کی برای دریافت فرمان ظهور از جانب خدا به انتظار خواهی ماند؟ بشارت باد تو را به پیروزی بزرگ و نزدیک از جانب پروردگار بخشایش گر! پدر و مادرم به فدای آن گروه که از نظر شمار اندکند و در شکوه و عظمت بسیار، و نامشان در روی زمین ناشناخته است.8

از نام ما مگویید، وزما نشان مجویید

بی نام و بی نشانیم، ما را که می شناسد

ما همنشین یاریم، از خلق برکناریم

هرچند درمیانیم، ما را که می شناسد9

نه تنها مولایمان مهدی(ع) مورد نظر مولای متقیان و امیر پاکان است، بلکه تعداد یاران اندک ناشناخته اش نیز هم! خدایا، تو را به امام نیکان، ما را نیز از این ناشناختگان اندک قرار ده!!

هنگامی که از امام حسین(ع) سؤال شد، آیا مهدی(ع) به دنیا آمده است؟ فرمود:

نه اما اگر او را درک کنم، تمام روزگار زندگی ام را به خدمتگزاریش خواهم گذراند.10

دل می رود ز دستم، صاحب زمان خدا را

بیرون خرام از غیب، طاقت نماند ما را

ده روز مهر گردون، افسانه است و افسون

یک لحظه خدمت تو، بهتر ز ملک ما را

امام زین العابدین(ع) در دعایی پرشرافت که به حرز آن حضرت مشهور است، از خداوند متعال این چنین دیدار حضرت مهدی(ع) را تمنا می کند:

و دیدار قائم آل محمد را روزی ام گردان.11

ابوحمزة ثمالی که افتخار دیدار اهل بیت پیامبر(ص) را داشته است، می گوید: روزی در محضر امام باقر(ع) بودم در حالی که جمعی گرداگردش حضور داشتند. هنگامی که حاضران رفتند و مجلس خالی شد، امام فرمودند:

ای ابوحمزه، از رخدادهایی که خداوند وقوع آن را قطعی کرده، قیام قائم ماست. پس اگر کسی به آن چه می گویم تردید کند، به حال کفر، خداوند را ملاقات خواهد کرد. سپس فرمود:

پدر و مادرم فدای او که هم نام و هم کنیة من است و هفتمین امام پس از من است. پدرم فدای کسی که زمین را لبریز از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از ستم و بیداد شده باشد.

ای ابوحمزه، هر کس سعادت دیدار او را یافت و با آن حضرت قیام کرد و تسلیم پیامبر(ص) و علی(ع) بود، بهشت بر او واجب می گردد، و هر کس که از آن وجود گرانمایه فرمانبرداری نکرد، البته خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش را در آتش قرار خواهد داد، و برای ستمگران چه بد جایگاهی است.12

دعای ندبه، آشنای دوران سحرخیزی جوانان جامعه اسلامی ماست که طنین خوش الحانش همراه نسیم صبحگاهی، هر جمعه بر دل می نشیند. عاشقان حضرتش با فرازهای این دعا چه عاشقانه هر صبح جمعه ترنم کرده اند و بر فراقش نالیده اند:

آن عزیز باقیماندة الهی کجاست؟

پدر و مادرم به فدای تو و جانم سپر بلای تو باد،

ای کاش می دانستم کجایی، و در چه وادی و سرزمینی هستی،

بر من سخت است که خلایق را ببینم و شما را نبینم.

کی شود شما ما را ببینی و ما نیز شما را؟13

اگر این ناله و شکوه از دوری و هجران نیست، پس ناله از درد فراق، کدام است؟

ام هانی، بامدادان به دیدار امام باقر(ع) شرفیاب شد. پس از آن که بحثی دربارة ظهور امام حجت بن الحسن العسکری(ع) به میان آمد، آن حضرت ام هانی را چنین نوید دادند:

خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی! و خوشا به حال کسی که او را درک کند!

آن حضرت در جایی دیگر آن گاه که نشانه هایی ویژه را در آستانه ظهور حضرت صاحب الزمان(ع) برمی شمارد، چنین می فرماید:

اگر آن زمانه را درک می کردم، خود را برای خدمت و یاری صاحب الامر آماده نگه می داشتم.15

در دعاهایی که از اهل بیت(ع) درباره آن امام منتظر وارد شده، عباراتی آمده که لبریز از تمنای دیدار است:

پروردگارا، آن طلعت زیبای رشید و آن تابنده پسندیده را به من بنمای! و چشمم را به دیدارش سرمه کش!16

پروردگارا، ولی مبارکت را در زندگی و بعد از مرگ ما، به ما بنمایان!17

ای خواهر و ای برادر! در حرف حرف کلام ولی مطلق الهی بنگر که چگونه شوق دیدار و تمنای وصال را در دل همگان نشانده است!

امکان دیدار

در عصر حضور و ظهور ائمه اطهار(ع) دیدار امام به طور

اجمال برای همگان میسر بوده، ولی در دوران امامت حضرت هادی(ع) و حضرت عسکری(ع) اقداماتی برای آماده سازی شیعه و تغییر این نوع ارتباط به گونه های دیگر صورت گرفت تا این که پرده پوشی بر علاقه مندانش سخت و ناگوار نیاید. مسعودی می گوید:

امام هادی(ع) از بسیاری از موالیان خود، به جز معدودی از خواص، دوری می گزید، و زمانی که امر امامت به امام حسن عسکری(ع) منتهی شد، آن حضرت از پس پرده با خواص و غیر آنان سخن می گفت، مگر در اوقاتی که به قصد خانه سلطان سوار بر مرکب می شد.18

بعد از آن و در دوران غیبت صغرای ولی عصر(ع) مردم از طریق نائبان با آن حضرت ارتباط برقرار می کرده اند اما در دوران غیبت کبرای آن یگانه، دو مسئله اساسی مطرح می شود: نخست نیابت، و دیگری زیارت. آن چه بر اساس روایات، در دوران غیبت کبرا به طور کلی نفی می شود، داعیه نیابت و سفارت خاص از جانب آن حضرت است اما امکان زیارت آن حضرت در این دوران، از طرق متعدد قابل اثبات است.

نفی نیابت

تکذیب و رد نیابت خاص حضرت ولی عصر(ع) در عصر غیبت کبرا از تکالیف و وظایف مؤمنان است. شیعة امامیه معتقد است که با وفات آخرین نایب خاص آن حضرت در دوران غیبت صغرا ـ شیخ علی بن محمد سمری(ره) ـ وکالت و نیابت خاص از جانب امام زمان(ع) خاتمه یافته است. در توقیعی شریف که آخرین نایب خاص امام از ساحت مقدس ولی عصر(ع) دریافت داشت، این گونه آمده است:

به نام خداوند بخشاینده مهربان. ای علی پسر محمد سمری، خداوند اجر برادرانت را در مصیبت (رحلت) تو عظیم بدارد! تا شش روز دیگر از دنیا مفارقت خواهی کرد. پس کارهای خود را جمع کن و کسی را برای پس از وفاتت وصی و قائم خود مگردان زیرا غیبت دومین واقع شد، و بعد از این ظاهر نخواهم بود، مگر به اذن خداوند عزوجل، و آن بعد از زمانی طولانی خواهد بود که دل ها سخت و زمین پر از ستم شود. و بعد از این جمعی از شیعیان ادعای مشاهده [ما را] خواهند کرد. آگاه باشید، کسی که ادعای دیدار [مرا] پیش از خروج سفیانی و صدای آسمانی کند، البته او دروغگوی افترا زننده است، و هیچ نیرو و قوه ای نیست مگر از آن خداوند بلند مرتبه بزرگ.19

آن چه بی ابهام، از این روایت شریف به دست می آید، این است که دیگر در دوران غیبت کبرای امام مهدی(ع) نیابت و سفارت خاصی که در دوران غیبت صغرا وجود داشت، هرگز ممکن و میسر نخواهد گشت. با این بیان، حضرت ولی عصر(ع) راه را بر مدعیان نیابت و سفارت خویش به طور کلی بسته اند تا دیگر کسی نتواند مدعی شود که واسطه بین حضرت و مردم است و هرگاه بخواهد می تواند با امام ارتباط برقرار کند و دستورات آن حضرت را به مردم ابلاغ نماید.

امکان زیارت

با توجه به فراوانی و تعداد افرادی که در دوران غیبت صغرا و کبرای امام عصر(ع) آن حضرت را زیارت کرده اند، شکی نیست که دیدار امام زمان(ع) امری شدنی و ممکن است. در این فراز، نظر برخی از علمای بزرگ شیعه را در این باره مورد توجه قرار می دهیم:

مرحوم «سید مرتضی» در کتاب تنزیه الأنبیا در جواب کسی که پرسید اگر امام غایب باشد و کسی نتواند به خدمت او برسد و از برکات وجودش بهره ببرد، پس چه فرقی بین وجود و عدم آن حضرت است، نوشته است: «اول چیزی که در پاسخ می گویم این که ما قطع نداریم که کسی خدمت او نرسد و آن حضرت را ملاقات نکند... این امری است که قطعی نشده... و نیز در جواب می توان گفت: هرگاه علت پنهان شدن امام، خوف از ظالمان و تقیه از معاندان باشد، این علت در حق موالیان و شیعیان زایل می گردد.»20 عارف واله و بزرگ قرن اخیر، در پاسخی عارفانه به این سؤال که آیا دیدار امام زمان(ع) در دوران غیبت امکان دارد، فرموده است: «وقتی خدا را می شود دید، امام را که مخلوق خداست، چگونه نمی شود دید؟»22

و اینک پاسخ این پرسش را از زبان مبارک خود امام زمان(ع) جویا می شویم. علامه حلی طی سفری از حله به کربلا، به محضر نورانی امام عصر می رسد، اما حضرت را نمی شناسد. در طول مسیر، عصا از دست علامه به زمین می افتد. امام زمان(ع) خم می شوند، عصای علامه را برمی دارند و به دست ایشان می دهند. در همین هنگام سؤالی در ذهن علمه القا می شود و از محضر امام(ع) می پرسد: در این عصر و زمان که دورة غیبت کبراست، آیا می توان حضرت صاحب الامر(ع) را ملاقات کرد؟ حضرت در پاسخ می فرمایند:

چگونه نمی توان و حال آن که دست او هم اکنون در دست توست؟!

به محض این که علامه این پاسخ را می شنود، بی اختیار خود را به زمین می اندازد تا پای مبارک حضرت را ببوسد که در این هنگام از کثرت شوق مدهوش می شود.23

انواع دیدار

دیدار امام زمان(ع) در دوران غیبت برای همگان در یک سطح و مرتبه اتفاق نمی افتد، بلکه بر دو گونه تحقق می یابد: الف) عام (ملاقات بدون شناخت)، ب) دیدار خاص (ملاقات امام همراه با شناخت). ناگفته نماند که هرگونه دیدار خود دارای مراتب و درجاتی است که هر مرتبه ای بستگی تامی به شخص دیدارکننده و سطح کمالی او دارد.

الف) دیدار عام (ملاقات بدون شناخت): امام زمان(ع) علاوه بر حضور روحانی در تمام عوالم، در سراسر اقطار عالم مادی نیز حضور جشمانی دارند؛ چنان که قطب عرفان ـ مولانا امیرالمؤمنین، علی(ع) ـ در این باره می فرماید:

صاحب این امر در میان آن ها راه می رود، در بازارهایشان رفت و آمد می کند، روی فرش هایشان گام برمی دارد، ولی او را نمی شناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به ایشان معرفی کند.24

بدین سان غیبت امام زمان(ع) به معنای نفی دیدار آن حضرت نیست، بلکه می تواند به معنای نفی شناخت آن حضرت باشد. چه بسیار افرادی که در دوران غیبت آن حضرت به شرف دیدارش نایل می شوند، ولی او را نمی شناسند. چه بسیار افرادی که سلام جان فزای آن حضرتش را می شنوند و حتی به سلام حضرتش پاسخ می گویند اما صاحب سلام را نمی شناسند: «به پروردگار علی سوگند! حجت خدا در میان آنان است، در کوچه و بازار ایشان گام بر می دارد، بر خانه های آنان وارد می شود، در شرق و غرب عالم به سیاحت می پردازد. گفتار مردمان را می شنود، بر اجتماعات ایشان وارد می شود و سلام می دهد. او مردمان را می بیند در حالی که دیده نمی شود...»25

شبیه همین گفتار از امام صادق(ع) به ما رسیده است که فرمود:

چگونه این امت انکار می کنند که خداوند بزرگ و عزیز با حجت خویش آن گونه رفتار می نماید که با یوسف رفتار کرد؟ (امام زمان(ع) به شکل ناشناس) در بازارهایشان حرکت می کند و بر فرش هایشان گام می نهد تا این که خداوند در این باره به او اجازة ظهور دهد.26

چه بسیار مردمی که امام زمان(ع) را در طول مراسم حج دیده اند ولی نشناخته اند. چه بسیار افرادی که آن حضرت را به هنگام حضورش به یاد می آورند و می گویند به خدا سوگند او را بارها در مکان های متعدد دیده ایم، اما نشناخته ایم:

به خدا سوگند که صاحباین امر در مراسم حج هر سال حضور می یابد و یکایک مردمان را می بیند و می شناسد، مردم نیز آن حضرت را می بینند، ولی نمی شناسند.27

از امام صادق(ع) نقل است که فرمود: «مردم امام خویش را نمی یابند. پس امام هنگام حج در مراسم حج حضور می یابد و ایشان را می بیند ولی آن ها وی را نمی بینند.»28

دیدار خاص (ملاقات همراه با شناخت): دانستیم که آن چه عموم مردمان در دوران غیبت امام عصر(ع) از آن محروم می مانند، شناخت آن حضرت است و نه دیدار او.29 در این میان، مهم آن است که انسان به چنان لیاقتی دست یابد که به هنگام دیدار، امام خویشرا بشناسد و از روی شناخت و معرفت عرض ارادت نماید:

دیده ای خواهم که باشد شه شناس

تا شناسد شاه را در هر لباس

رادمردانی چون سید بن طاووس(ره) به چنان منزلت و قربی دست یافته اند که حتی تن صدا و لهجة امام زمان را می شناسند و راه یافتگانی همچون سید بحرالعلوم به هنگام شنیدن لحن قرآن آن حضرت بدین سرود مترنم می شوند که:

چه خوش است صوت قرآن، ز تو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن

پاک دلانی چون حاج شیخ محمدعلی فشندی به چنان درجه ای از صفا و صمیمیت دست یافته اند که حتی به نحوة راه رفتن امام و صدای پای آن حضرت آشنایند و می گویند: با امام زمان(ع) آن قدر آشنایم که آن حضرت را حتی از صدای کفش مبارکش می شناسم.31

دلباختگانی چون سید عبدالکریم کفاش، چنان غرق عشق روی یار می گردند که امام عصر(ع) هر هفته به دیدارشان می آیند و ایشان را می نوازند، چرا که به اعتراف خودشان: اگر هفته ای بر من بگذرد و روی مولایم را نبینم، به خدا سوگند که جان می دهم.31

عارفانی چون آیت حق سید علی آقای قاضی(ره)، چنان مست شهود و معرفت می گردند که به دیدار آن طلعت رشید بار می یابند و ناباوران را با این گفتار تأدیب می کنند: «کور است چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمان(ع) نیفتد.»32

و سرو قامتانی چون ملاعلی نوری همدانی(ره)، چنان جرعه نوش صهبای ولایت و معرفت می گردند که به محض یاد کردن آن حضرت خود را در محضرش حاضر می یابند و افتخارشان این است که: چنان مقامی به من عطا فرمودند که هرگاه دیدار آن حضرت را اراده می کردم خود ار در محضرش حاضر می دیدم.33

با نگاهی گذرا به شرح حال کسانی که در طی دوران غیبت کبرای مولا امام زمان(ع)، سعادت شرفیابی به محضر مقدمش را یافته و یا از کرامات و عنایات حضرتش بهره مند گشته اند، می توان دریافت که دیدار امام زمان(ع) بیش از آن که به شخص، زمان یا مکانی خاص بستگی داشته باشد، به عوامل روحی و معنوی ویژه ای وابسته است که مهم ترین آن ها در حصول این توفیق الهی، توجه قلبی، مواظبت عملی، رعایت تقوا و استمرار بر گونه ای خاص از عبادت خداوند و اطاعت اولیائش بوده است. با این همه، نقش زمان های خاص چون شب های جمعه، نیمة شعبان، نیمة رجب و مکان هایی خاص چون مکه مکرمه، مدینة منوره، مسجد سهله، مسجد کوفه و مسجد جمکران را برای حصول دیدار خاص و ملاقات همراه با شناخت قائم آل محمد(ص) و بهره مندی از عنایات و الطاف ویژة آن حضرت، نباید نادیده گرفت.

آخرین تحلیل ما نکته ای عرفانی است، و آن این که، در واقع امام(ع) را هیچ کس به آن گونه که هست درک نمی کند زیرا او در قالبی نگنجد. مرحوم حاج آقا اسماعیل دولابی(ره) از این زاویه به این مسئله عالی نگریست که فرمود: «این که در روایت آمده است که هر کس ادعای مشاهدة امام زمان(ع) را کرد تکذیبش کنید، به این معناست که آن چه دیده است فقط پرتو مختصری از امام زمان(ع) است و مطلب خیلی بالاتر از این است. از طرف دیگر کسی که چیزی را دید، نباید به دیگران بگوید. لذا ما وظیفة تکذیب داریم، گرچه ممکن است راست بگوید.»34

برکات دیدار امام(ع)

دیدار امام عصر(ع) خود جزئی از فرج آن سرور عزیز است. برای روشنی این نکته، آن چه را که از آیات و روایات برمی آید به اختصار می آوریم، باشد که از برکات دیدار، ما را نیز حظی وافر عاید آید.

طبق یک تقسیم بندی کلی می توان گفت فرج به دو قسم است:

الف) فرج شخصی، که خود بر دو گونه است: فرجی که بتواند انسان را از رذایل اخلاقی و صفات ناپسندی که قرآن و اهل بیت(ع) از آن نهی فرموده اند، به دور دارد، و فرجی که انتساب به حضرت ولی عصر(ع) دارد و این نیز بر دو گونه است:

اول، شناخت امام به مقام نورانیت و ولایت الهی، که به همراه آن کمالات معنوی عدیده ای پدیدار می گردد.35

دوم، توفیق درک محضر امام(ع)، که به همراه آن پیمودن راه کمالات معنوی نیز آسان و میسر می گردد؛ چنان چه از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است:

خوشا به حال کسی که او امام زمان(ع) را ملاقات کند.36

ب) فرج عمومی، که در آن به رهبری امام زمان(ع) کل نظام بشری سامان یافته، بشر از ظلم و جور خلاصی می یابد. این همان دولت کریمه ای است که عزت اسلام و ذلت کفر و نفاق در آن نهفته و وعده الهی و نهایت آرزوی سالکان راه بوده و هست:

بارخدایا، از تو امید آن داریم که دولت با کرامت آن امام را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را بدان عزت بخشی و نفاق و اهلش را ذلیل و خوار گردانی.37

تردیدی نیست که گشایش در جمیع انواع نامبرده، به تلاش و کوشش سالکان راه بستگی تام دارد. گو این که فیض و لطف خداوند متعال و حضرت ولی الله الاعظم(ع) نیز نکته ای امیدبخش و غیرقابل انکار است، لیکن از مجموعه دانسته های خود بر این باورم که اندک تلاشی می توان به ارتباط قلبی با آن جناب دست یافت، و سپس راه گشایش دیدار و لقای خارجی را نیز هموار ساخت، همان گونه که برای بسیاری این سیر الهی حاصل گشته است.

بر هم زنید یاران این بزم بی صفا را

مجلس صفا ندارد بی یار مجلس آرا

بی شاهدی و شمعی هرگز مباد جمعی

بی لاله شور نبود مرغان خوش نوا را

ای هر دل از تو خرم، پشت و پناه عالم

بنگر دچار صدغم، یک مشت بینوا را

ای رحمت الهی دریاب مفتقر را

شاها به یک نگاهی بنواز این گدا را38

پی نوشت:

1. مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص323؛ و الحجّة القائم، کأنّه کوکب درّیّ فی وسطهم. یا محمّد، أحببه فإنّی أحبّه و أحبّ من یحبّه.

2. بصائرالدرجات، باب 14، ص83.

3. همان.

4. مجلسی، همان، ص129؛ أولئک رفقائی و ذووا ودّی و مودّتی و اکرم امّتی علیّ.

5. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج18، باب 143، ص347؛ هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة؛ و باشروا روح الیقین و آنسوا بما استوحش منه الجاهلون صحبوا الدّنیا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلی أولئک خلفاء الله و الدّعاة إلی دینه آه آه شوقاً إلی رؤیتهم.

6. مجلسی، همان، ج51، ص115.

7. همان، ج51، ص36؛ بأبی ابن خیرة الإماء.

8. ینابیع المودة، باب 99، ص512؛ ذلک أمر الله و هو کائن وقتاً مریحاً. فیا ابن خیرة الإماء متی تنتظر؟ أبشر بنصرٍ قریبٍ من ربّ رحیم. فبأبی و أمّی عدة قلیلة أسمائهم فی الأرض مجهولة... .

9. فیض کاشانی.

10. موسوعة کلمات الإمام الحسین(ع)؛ لا ولو أرکته لخدمته أیام حیاتی.

11. محدث قمی، مفاتیح الجنان، حرز امام سجاد(ع)؛ ... و ارزقنی رؤیة قائم آل محمد.

12. مجلسی، همان، ج24، ص241؛ یا أبا حمزه من المحتوم الذی حتمه الله قیام قائمنا، فمن شکّ فیما أقول لقی الله و هو کافر؛ ... بأبی من یملأ الأرض قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً. یا أبا حمزه من أرکه فیقم له و سلّم لمحمّد و علیّ فقد وجبت له الجنّة و من لم یسلّم فقد حرّم الله علیه الجنة و مأواه النّار و بئس مثوی الظّالمین.

13. سید بن طاووس، الإقبال، ج1، ص508ـ511.

14. شیخ صدوق، کمال الدین، ج1، ص330؛ ... فیا طوبی لک إن أدرکته و یا طوبی لمن أدرکه.

15. مجلسی، همان، ج52، ص243؛ إنی لو أدرکت لأبقیت نفسی لصاحب هذا الأمر.

16. محدث قمی، مفاتیح الجنان، فرازی از زیارت حضرت صاحب الزمان(ع)؛ اللّهمّ أرنی الطّلعة الرّشیدة، و العزّة الحمیدة. و اکحل ناظری بنظره منّی إلیه.

17. همان؛ اللّهمّ أرنا وجه ولیّک المیمون فی حیاتنا و بعد المنون.

18. مسعودی، علی بن الحسن، اثبات الوصیّة، ص262.

19. شیخ صدوق، همان، باب 45. ص526، ح44.

20. میرزا حسین نوری، نجم الثاقب: در احوال حضرت ولی عصر(ع)، ص721.

21. عالم ربانی مرحوم آیت الله محمد جواد انصاری همدانی در سال 1380 ق. ولادت یافته و رحلتش در سال 1339 ش. اتفاق افتاده است. مقبره ایشان در مقابل صحن حضرت علی بن جعفر(ع) در شهر مقدس قم است.

22. مهدی طیب، مصباح الهدی، ص318.

23. تنگابنی، میرزا محمد، قصص العلماء، ص355ـ364.

24. مجلسی، همان، ج52، ص255.

25. کلینی، الکافی، ج8، کتاب الحجّة، ص124، ح885.

26. مجلسی، همان.

27. همان، ج51، ص350.

28. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج8، ص96، ج9.

29. مجلسی، همان، ج52، ص169.

30. روزی سید بحرالعلوم(ره) وارد حرم امیرمؤمنان(ع) می شود و به ناگاه این دو مصراع را بر زبان جاری می سازد و چون از علت آن می پرسند، مرحوم سید می گوید: چون به حرم وارد شدم، حضرت حجت(ع) را دیدم که بالای سر حضرت با صدایی بلند قرآن تلاوت می کند. از این رو این بیت بر زبانم جاری گشت. علی لو، سید بحرالعلوم دریای بی ساحل، ص99.

31. حسین گنجی، ارتباط معنوی با حضرت مهدی(ع)، ص22.

32. مهدی طیب، همان، ص321.

35. حر عاملی، اثبات الهداة، ج3، ص495.

36. شیخ صدوق، همان، ص268.

37. فرازی از دعای افتتاح.

38. این اشعار از فقیه و اصولی بزرگ جناب آیت الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی متخلص به «مفتقر» است.

نویسنده: مرتضی آقاتهرانی

منابع: 

موعود > شهریور 1385، شماره 67 ، صفحه 20