دلایل زنده بودن و حیات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

چکیده

یکی از مباحث ضروری در حوزه مهدویت شناسی، پدیده حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ به این معنا که چگونه می‌توانیم برای مخاطبان منکر یا مردد، حضور آن انسان الهی بر روی این خاکدان را اثبات کنیم؟ پیدا است که اثبات چنین امری که از موضوعات متافیزیک به شمار می‌رود، می‌تواند به اثبات سایر آموزه‌های متافیزیک نیز کمک رساند.

در این مقاله، با کمک برخی از آیات و روایات که از آن‌ها به عنوان ادله وحیانی یاد کرده ایم و دلیل عقل که بر ضرورت وجود حجت حاضر خداوند در میان مردم مبتنی است و نیز با استناد به کارکرد اصل تجربه‌های دینی که امروزه مورد توجه جهانیان است، حیات و حضور امام عصر را مورد تأکید قرار داده ایم.

کلید واژه‌ها: حیات، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، حدیث اثنا عشر خلیفه، تجربه دینی، حکمت الهی

 

مقدمه

از باورهای مؤکد شیعه که می‌توان آن را از پایه‌های منظومه عقیدتی آنان دانست، افزون بر تأکید بر اصل مهدویت، باور به حضور و حیات کنونی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. شیعه در این باور خود افزون بر آیات و روایات، از قاعده ضرورت استمرار هدایت الهی بهره می‌گیرد؛ همان قاعده‌ای که تعیین حجت الهی بر مردم را بر موسی علیه السلام در دوره کوتاه ملاقات با خداوند ضروری کرد. اگر رها کردن مردم تنها در چهل روز، امری ناروا تلقی می‌شود، آیا می‌توان درباره خداوند حکیم و آگاه بر نفوس و رفتار آدمیان چنین باور داشت که او آدمیان را در این دوازده سده بدون رهبر و پیشوا رها کرده است؟!

فرهنگ شیعه به دلیل چنین باوری از چنان غنا و استواری برخوردار است که همه عرفای مسلمان و پیروان مشرب‌های صوفیه با وجود اشکالاتی که بر اندیشه‌های آنان وارد است، از این تفکر شیعه دفاع نموده و با اندکی تفاوت بر حضور حجت خداوند در زمین تأکید کرده‌اند. سخن هانری کربن که شیعه را از جهت باور به حضور و حیات حجت خداوند در میان مردم، از همه مذاهب و فرق اسلامی برتر دانسته، بسیار شنیدنی است.
آیا شیعیان از این غنای فکری و فرهنگی خود باخبرند و می‌دانند که باور به حضور حجت خداوند میان مردم، تا چه اندازه می‌تواند در تعالی معنوی جهان، مؤثر واقع شود ؟
این بیت حافظ می‌تواند بیانگر حال ما باشد:
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود
طلب از گم شدگان لب دریا می‌کرد
در این مقاله با استفاده از سه دلیل وحیانی، عقلی و تجربی، حیات کنونی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را مورد تأکید قرار می‌دهیم.
ضرورت اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جهانیان
وقتی سخن از حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به میان می‌آید، با توجه به گذشت بیش از هزار و دویست سال از عمر امام، بلافاصله اشکال چگونگی طول عمر امام مطرح شده و پاسخ‌ها به این جهت سمت و سو می‌یابد که طولانی شدن عمر انسان‌ها لزوماً از امور خارق عادت به شمار نمی‌رود، تا برای اثبات آن، بسان معجزات پیامبران به قدرت بی‌انتهای خداوند و عدم خروج امور خارق عادت از قانون علّیت استدلال شود؛ بلکه عموماً گفته می‌شود که اشخاص بسان نوح علیه السلام که از آن‌ها به «معمر» یاد می‌شود در گستره خاکی بوده‌اند که عمری فراتر از هزار سال داشته‌اند.1
اما مقصود ما از اثبات حیات امام، مسأله‌ای فراتر از این اشکال طول عمر است؛ زیرا بر اساس دکترین مهدویت از نگاه شیعه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اکنون، میان مردم زندگی می‌کند.
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون سایر ساکنان زمین، هر روز و شب، خورشید و ستارگان آسمان را نظاره می‌کند و کنار حیات طبیعی، از حیات طیبه و سراسر معنوی برخوردار بوده و بسان رسول خدا، حضرت امیر و سایر امامان علیهم السلام روز و شب به عبادت و بندگی مشغول است.2
او در کنار همه این برنامه‌های فردی و عبادی، بار سنگین امامت، ولایت و هدایت امّت اسلامی، بلکه نورافشانی به سراسر عالمیان را بر عهده دارد؛3 زیرا او میراث‌بر پیامبری است که خداوند، او را رحمت برای جهانیان دانسته است؛ آن جا که فرموده است:
(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ) (انبیاء: 107)
این انسان که زندگی آدم، نوح، ابراهیم، شیث، هود، موسی، زکریا، یحیی، عیسی و محمد صلی الله علیه و آله و سلم در او تجسّد یافته است، در حال حاضر و همینک که می‌نویسیم، می‌خوانیم و می‌اندیشیم، کنار ما و با ما است.
آیا چنان نیست که موسویان در اشتیاق لحظه‌ای دیدار موسی می‌سوزند و مسیحیان در آرزوی دیدار سیمای تابناک و زاهدانه عیسی، لحظه شماری می‌کنند؟ آیا چنان نیست که بسیاری از مسلمانان پیوسته با خود زمزمه می‌کنند کاش زمان به عقب برمی‌گشت تا سیمای دل‌آرای پیامبر را از نزدیک نظاره‌گر باشند؟
شیعه با ادعای حضور و حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌تواند به همة دین داران عالم بگوید که نمونه‌ای مجسّد از آنچه دنبال آنند، همینک در کنار آنان حی و حاضر است.
باری؛ شیعه می‌تواند به دنیا بگوید که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خلاصه و عصاره همه پیامبران آسمانی است. بیایید با دیدار او سیراب شوید و هزاران پرسش خود را از او باز پرسید که تنها شرط تحقق این دیدار، برگرفتن غبار گناه و پلشتی از ظاهر و باطن است. چه خوش سرود عطار نیشابوری:
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است
روزن دل برگشا حاضر و هشیار باش
حاصل این نگاه، آن است که دیگر لزومی ندارد اثر انسان کامل را تنها در کتاب‌ها بجوییم یا برای دیدار تار موی موسی علیه السلام به موزه‌ها رهسپار شویم.
بدین سبب از امام زمان به عنوان «بقیه‌الله»4 یاد شده و در زیارت، حضرتش را با جمله «السلام علیک یا بقیه‌الله فی ارضه» (شیخ صدوق، 1405: ص 331) یا با جمله «السلام علیک یا بقیة‌الله من الصفوة المنتجبین» (قمی، بی‌تا: ص 867) خطاب می‌کنیم.
پیدا است که شماری بس اندک از اولیای صالح الهی در گذشته و حال به فیض دیدار آن انسان الهی نایل آمده‌اند و شماری فراوان از شیعیان و علاقه‌مندان به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در عین محروم ماندن از فیض حضور، ظرف جانشان لبریز و لبالب از یقین و باور به حضور آن حجّت الهی بوده و هر روز در شوق دیدار او می‌سوزند.

 

انواع تعامل با پدیده حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

با صرف نظر از دو گروه نایل شده به مقام دیدار امام عصر و منتظران دیدار، سایر گروه‌ها و انسان‌ها که دیدگاه‌های متفاوت و گاه منکرانه به مسأله مهدویت دارند را می‌توان به پنج دسته به شرح ذیل تقسیم کرد:

1. گروهی از شیعیان که بر اساس پیش‌بینی برخی از روایات اهل‌بیت علیهم السلام در اثر طولانی شدن دوران غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دچار تردید و سرگردانی می‌شوند.
2. مسلمان غیر شیعه که برخلاف باور داشت یقینی به مسأله مهدویت و ایمان ظهور منجی‌ای با نام مهدی، او را شخصی می‌دانند که در دوران آخرالزمان چشم به جهان خواهد گشود.
3. پیروان سایر ادیان آسمانی که برخلاف اعتقاد به ظهور منجی، اولاً: برای منجی مورد نظر خود هویت و شخصیتی غیر از آنچه شیعه معتقد است، قائلند. ثانیاً: به حیات کنونی منجی باور ندارند. البته به استثنای مسیحیان که عیسی را در حال حاضر، زنده می‌انگارند.
4. پیروان ادیان غیر آسمانی همچون هندویزم و بودیزم که اصل ظهور منجی به صورتی کمرنگ در آموزه‌های آنان منعکس شده است.
5. عموم ملحدان و مادی‌گرایان عالم که به اساس دین و باورهای دینی، هیچ اعتقادی ندارند و منکر تمام آموزه‌‌های لاهویتی پیامبرانند.
از میان این گروه‌های پنج‌گانه، دو گروه چهارم و پنجم ـ به ویژه گروه پنجم ـ از محل بحث یعنی اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خارجند؛ زیرا مهدویت از مصادیق مستقلات عقلی نیست که صغرا و کبرای قیاس آن، بسان قبح ظلم و حسن عدل بر عقل و براهین عقلی متکی باشد، تا بتوان در این باره حتی با منکران وحی و تنها با عقل که زبان مشترک همه انسان‌ها است، به گفت‌وگو پرداخت.
شاهد مدعا آن که حتی میان مسلمانان، اهل سنت به ضرورت وجود حجت اذعان ندارند. با این حال آیا می‌توان برای پیروان بودا که در دین آنان، خدا حضور چندانی ندارد یا برای ملحدان، از ضرورت حجت سخن به میان آورد؟
باری؛ با پذیرش برخی پیش انگاره‌ها همچون حضور و وجود خداوند و نیز اثبات برخی صفات برای او همچون حکمت و رحمت با استناد به قاعده‌ای همچون قاعده لطف، می‌توان از دلیل عقل برای اثبات ضرورت وجود حجت سخن گفت؛ زیرا مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مقوّم دکترین مهدویت یا منجی‌گرایی، پذیرش خدایی در عالم است که بنا دارد از رهگذر انسان کامل، هدایت علمی و معنوی انسان‌ها را استمرار بخشد (= بر اساس دکترین مهدویت از نگاه شیعه) یا برخلاف تلخ‌کامی‌های مستمر پیامبران در عدالت گستری، عالم را با عدالت و نیکی گسترده در سراسر زمین به پایان رساند (= براساس دکترین منجی‌گرایی).
بنا بر این، با حذف عنصر خداوند، سخن از مهدویت یا حتی منجی‌گرایی موهوم خواهد بود. مگر آن که کسی براساس جبر طبیعی و خودجوش، پایان خوشی را برای عالم باور داشته باشد که آثار چنین نگرشی با آنچه در دکترین مهدویت یا منجی‌گرایی مطمح نظر است، تفاوت‌های بسیاری دارد. نظیر آنچه در مارکسسیم به عنوان جامعه بی‌طبقه از آن یاد شده است. یا در برخی رویکردهای اومانیستی از ظهور قهرمانی برای نجات انسانیت سخن به میان آمده است.
بنابراین مناسب است از حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در خطاب به سه گروه نخست سخن بگوییم.
به نظر می‌رسد برای اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دست کم به سه دلیل می‌توان استناد جست که عبارتند از: 1. ادّله وحیانی ؛ 2. دلیل عقلی ؛ 3. تجربه دیدار امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
از ادله وحیانی که به قرآن و سنت متکی است، می‌توان برای مجاب ساختن دو گروه نخست یعنی شیعه مردّد یا اهل‌سنت بهره جست؛ اما از دو دلیل دیگر یعنی دلیل عقلی و تجربه دینی، می‌توان برای اثبات حیات امام عصر برای پیروان سایر ادیان آسمانی، استفاده کرد.
اینک به بررسی این ادله می‌پردازیم.

 

1. دلایل وحیانی اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادله وحیانی اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به دو دو دسته قرآن و سنت قابل تقسیم است. ما برای رعایت اختصار، به یک مورد از آیات قرآن و یک مورد از روایت نبوی اکتفا می‌کنیم.

شاهد مورد نظر از قرآن، سوره مبارک قدر و دخان و شاهد مورد نظر از روایت نبوی، روایت «اثناعشر خلیفة» است.

 

1ـ1. سوره‌های قدر و دخان و دلالت بر حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

در سوره مبارک قدر، از نزول قرآن در شب قدر که بر هزار ماه برتری دارد، سخن به میان آمده و در تبیین ارزش این شب آمده است که فرشتگان و برترین آن‌ها یعنی روح، با امر و فرمان الهی برای انجام هر امری فرود می‌آیند و تا سحرگاه، سلام و تحیت به ارمغان می‌آورند:
(تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِی حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ) (قدر: 4 – 5)؛ در سوره دخان نیز تبیین شده است که آن امر، تفصیل و جداسازی حکیمانة کارها است:
(إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبَارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ)
(دخان: 3ـ4)؛
پرسش مهم در برخورد با این آیات آن است که فرشتگان، به کجا و نزد چه کسی فرود می‌آیند و آن امور حکیمی که در شب قدر جدا شده و تبیین می‌گردد، چیست؟ چنین پرسشی به ذهن یاران امامان علیهم السلام رسیده و پاسخ آن را جویا شده‌اند. ائمه علیهم السلام در پاسخ شیعیان فرمودند: مقدرات سال، در شب قدر مشخص شده و فرشتگان در هر دوره نزد امام معصوم و حجت الهی فرود می‌آیند5
ثقه الاسلام کلینی در کافی در «کتاب الحجة» بابی تحت عنوان «باب فی شأن إنا أنزلناه فی لیلة القدر و تفسیرها» گشوده و در آن نه روایت آورده است (کلینی، 1388: ج 1، ص 242ـ 253).
به استناد این روایات، شب قدر میان تمام امت‌ها وجود داشته و فرشتگان آسمانی بر پیامبر یا وصی او در هر عصری فرود آمده‌اند و این سنت، میان امت اسلامی در هر دورانی برای هر امامی تکرار شده است. در روایت نخست، این امر تبیین شده که فرشتگان از آسمان به آسمان فرود نمی‌آیند؛ بلکه از آسمان به زمین نزول می‌کنند.
پس این پرسش، همچنان منطقی است که این جداسازی هر امر حکیمانه و مقدرات هستی در زمین، با چه شخص یا اشخاص در میان گذاشته می‌شود. اگر قرار باشد ملاقات فرشتگان با انسان کامل در زمین جزو برنامه‌های شب قدر فرشتگان نباشد، نزول فرشتگان در این شب بر روی زمین مفهومی نخواهد داشت (همان، ص 242). با پذیرش فرود فرشتگان و ملاقات آنان با انسان کامل، ضرورت وجود امام و حجت خداوند در هر دورانی اثبات می‌شود. پیدا است در دوران پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تا دوران ما تنها مصداق آن انسان کامل که فرشتگان و برترین آن‌ها یعنی روح، فیض دیدار او را در شب قدر دارند، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این امر، لزوماً به معنای بقا و حیات مستمر آن امام است.
به دلیل نقش بسیار کارآمد سوره مبارکه قدر در اثبات امامت و ولایت و اثبات استمرار آن، امام باقر علیه السلام از شیعیان خواسته است با مخالفان با سوره قدر و آیات سوره مبارک دخان احتجاج و مناظره کنند. روایت چنین است:
یا معشرالشیعة! خاصموا بسوره «إنا أنزلناه» تحاجّوا. فوالله إنها لحجة الله تبارک و تعالی علی الخلق بعد رسول‌الله و إنها لسیدة دینکم و انها لغایه علمنا. یا معشرالشیعة! خاصموا به «حم و الکتاب المبین إنا انزلناه فی لیلة مبارکة إنا کنا منذرین» فإنها لوُلاة الأمر خاصّة بعد رسول‌الله (همان، ص 249).

 

2ـ1.