دليل بر صحت امامت وجود اقدس امام زمان (ارواحنا فداه)

دليل بر صحت امامت وجود اقدس امام زمان (ارواحنا فداه) اينست كه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در خصوص وى و غيبتش و كيفيت مخصوص بآن تنصيص شده (يعنى با صراحت در باره آن سخن گفته‏اند) و بدون اختلاف هم واقع شده و چيزى از آن فروگذار نشده است. بر حسب عادت نميشود باور كرد كه جماعت بسيارى به دروغ از موضوعى خبر دهند، و همان طور كه آنها گفته و وصف نموده‏اند هم مصداق پيدا كند!.

پس وقتى كه اخبار غيبت امام زمان پيش از ميلاد وى بلكه قبل از زمان پدر و جدش رسيده و در دسترس مسلمانان قرار گرفته باشد، بطورى كه فرقه كيسانيه و ناووسيه و واقفيه آن را دستاويز اصلاح عقايد خود قرار دهند، و محدثين شيعه و اصول مؤلفه آنها در عصر حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام ثبت نموده و آن را از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و يك يك ائمه طاهرين عليهم السلام نقل كرده باشند، اعتقاد بامامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام بدليل اين صفت و غيبت مزبور كه در دلائل و اعلام امامت آن سرور ذكر شده، صحيح مى‏باشد و هيچ كس را نميرسد كه آن را انكار كند.

يكى از محدثين موثق شيعه «حسن بن محبوب زراد» است كه كتاب «مشيخه» را كه در ميان اصول شيعه مشهورتر از كتاب مزنى‏ «1» و امثال آنست، افزون‏ از صد سال پيش از زمان غيبت امام زمان عليه السّلام تصنيف كرده است. حسن بن محبوب قسمتى از اخبار غيبت حضرت را در آن كتاب ذكر كرده و بدون تفاوت همان طور كه خبر داده نيز واقع شده است.

از جمله رواياتى كه وى نقل كرده، حديثى است كه از ابراهيم خارقى از ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه گفت: بحضرت عرضكردم: امام محمد باقر عليه السّلام ميفرمود: آل محمد را دو غيبت است: يكى طولانى و ديگرى كوتاه. حضرت صادق فرمود: «آرى اى ابو بصير! يكى از ديگرى طولانى‏تر است، چون غيبت طولانى شروع شود ديگر كسى او را نمى‏بيند تا اينكه اولاد فلانى بخلافت رسد و حلقه جمعيت شيعه تنگ شود و سفيانى ظاهر گردد و بلا شدت يابد و مرگ و قتل مردم را فرا گيرد، و از ترس كشته شدن بخانه خدا و حرم پيغمبر پناه برند» سپس طبرسى ميگويد: نگاه كن كه چگونه اين دو غيبت بر حسب آنچه اخبار سابقه متضمن آن بود و از پدران و جد امام زمان رسيده مطابق درآمده است.

غيبت كوتاه حضرت همان بود كه سفراى امام زمان و دربانان حضرت وجود داشتند و ميان شيعيان معروف بودند و شيعه اماميه كه معتقد بامامت امام حسن عسكرى عليه السّلام بودند در باره آنها اختلاف نظر ندارند.

از جمله سفرا و دربانان او ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى و محمد بن على بن بلال و ابو عمر و عثمان بن سعيد روغن فروش و فرزندش ابو جعفر محمد بن عثمان رضى اللَّه عنهما و عمر اهوازى و احمد بن اسحاق (قمى) و ابو محمد وجنائى و ابراهيم بن مهزيار و محمد بن ابراهيم بن مهزيار فرزند او، و گروه ديگرى كه شايد بموقع در جاى خود از آنها نام ببريم، مدت اين غيبت هفتاد و چهار سال بود.

پايان سخن طبرسى در كتاب «اعلام الورى».
مؤلف: سپس طبرسى عليه الرحمه احوال سفراى چهارگانه را بهمان‏ نحو كه گذشت نقل ميكند «2» بايد دانست كه ظاهرا مدت غيبت صغراى امام زمان از ابتداء امامت حضرت تا وفات ابو الحسن سمرى است كه از هفتاد سال كمتر ميباشد.
زيرا بنا بر مشهور ابتداء امامت حضرت روز هشتم‏ ماه‏ ربيع‏ الاول‏ سال 260 هجرى و وفات سمرى در نيمه شعبان 328 اتفاق افتاده است و اين طور كه طبرسى وفات سمرى را نقل كرده يك سال هم كمتر مى‏شود زيرا ميگويد: وفات سمرى در نيمه شعبان سال 328 روى داد.
شايد او ابتداء غيبت صغرى را موقع ولادت امام قرار داده. او ولادت حضرت را سال 255 ميداند و بنا بر اين با آنچه شيخ طوسى در باره وفات سمرى نوشته (329) وفق ميدهد (يعنى مدت غيبت صغرى هفتاد و چهار سال خواهد بود) ولى بگفته طبرسى كه وفات او را (328) دانسته يك سال كم مى‏شود. شايد اين تاريخ سهو القلمى از طبرسى (يا كاتب) باشد.

  • 1. اسماعيل بن يحيى بن عمر بن اسحاق مزنى شافعى متوفى در مصر بسال 264 و مؤلف كتاب «المختصر» در فروع مذهب شافعى؛ از فقهاى فرقه شافعى، و علماى نحو است. ابن نديم در فهرست مينويسد: مزنى از «مزينه» است كه قبيله‏اى در يمن بوده‏اند. فقه را از شافعى اخذ كرد و در ميان اصحاب شافعى كسى از او فقيه‏تر نبود.
  • 2. احمد كسروى مدير روزنامه «پرچم» كه مردى تندخو و نسبت بروحانيون سخت دشمن بود، تا جايى كه پا را فراتر نهاد و گستاخى بساحت مقدس ائمه اطهار حتى شخص پيغمبر اكرم (ص) نمود؛ و جسارتها بمذهب شيعه و اعتقاد بامامت مهدى موعود (ع) و غيبت آن حضرت نمود؛ در يكى از كتابهايش مينويسد: عثمان بن سعيد؛ محمد بن عثمان، حسين بن روح و ابو الحسن سيمرى، كه ادعاى نيابت امام ناپيدا كردند، افرادى گمنام بوده، و كسى آنها را نمى‏شناخته و خواسته‏اند؛ از اين راه برياست برسند، و نيابت آنها و شخص امام ناپيدا! دروغ بوده است!» در صورتى كه در اين باب و ساير ابواب گذشته و آينده خوانندگان اين اشخاص را بخوبى از زبان بزرگان دين و علماى عاليمقام شيعه، شناخته‏اند كه حتى در زمان امام على النقى و امام حسن عسكرى (ع) هم معروف و جزو خواص آن حضرت بوده و همه از دانشمندان پاكدل و علماى موثق شيعه ميباشند.
منابع: 

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - دوانى، على، مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: بيست و هشتم، 1378 ش. ص694