سجایای اخلاقی امام عصر(ع)

سجايا و مكارم اخلاقي امام مهدي(علیه السلام)را دو گونه مي‏توان توصيف كرد:

  • نخست، بر اساس آيات و رواياتي كه در توصيف پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده ‏اند؛ زيرا آن حضرت از نظر ويژگي‏هاي اخلاقي نيز شبيه‏ ترين مردم به حضرت ختمي مرتبت(صلی الله علیه و آله و سلم) است.
  • دوم، بر اساس رواياتي كه به طور خاص به توصيف سجاياي اخلاقي آن حضرت پرداخته ‏اند.

 

نخست، بر اساس آيات و رواياتي كه در توصيف پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده ‏اند؛ زيرا آن حضرت از نظر ويژگي‏هاي اخلاقي نيز شبيه‏ ترين مردم به حضرت ختمي مرتبت(صلی الله علیه و آله و سلم) است.

قرآن كريم در آيات متعدّدي به توصيف پيامبر خاتم‏(صلی الله علیه و آله و سلم)پرداخته و آن حضرت را به دليل ويژگي‏هاي برجسته و منحصر به فردش ستوده است كه از آن جمله مي ‏توان آيات زير را برشمرد:

1.خداوند كريم، ويژگي نرم‏خويي پيامبر اكرم‏(صلی الله علیه و آله و سلم) را يادآور شده است و مي ‏فرمايد اگر چنين نبودي، مردم از پيرامون تو پراكنده مي‏ شدند:

پس با بخشايشي از [سوي] خداوند، با آنان نرم‏خويي ورزيدي و اگر درشت‏خويي سنگ‏دل مي ‏بودي، از دورت مي ‏پراكندند... .1

2.در آيه‏ اي ديگر، خداوند متعال به دل‏سوزي، احساس مسئوليت، خيرخواهي و مهر و محبّت بي‏پايان رسول خاتم‏(ص) نسبت به امّتش اشاره كرده است و مي ‏فرمايد:بي‏ گمان، پيامبري از [ميان] خودتان نزد شما آمده است كه هر رنجي ببريد، بر او گران است. بسيار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهرباني بخشاينده است.2

3.يكي ديگر از آيات قرآن، به رحمت بودن پيامبر اكرم‏(صلی الله علیه و آله و سلم) براي همة جهانيان توجّه كرده است و مي‏ فرمايد:

«و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاده‏ ايم».3

4.خداوند در آية ديگري از قرآن در مقام ستايش خلق و خوي بي‏نظير پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) مي‏ فرمايد:

«و به راستي، تو را خويي است سترگ».4

با توجّه به آنچه گذشت، مي ‏توان گفت خاتم اوصيا نيز چون خاتم پيامبران، مظهر نرم‏خويي، دل‏سوزي، خيرخواهي، مهر، محبّت، گذشت و خلق و خوي شايسته و سترگ بوده و رحمتي براي همة جهانيان است.

 

دوم:خصال اخلاقي حضرت مهدي(علیه السلام)،

در مورد خصال اخلاقي حضرت مهدي(علیه السلام)، به طور خاص، روايات متعدّدي از طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي ‏كنيم:

1. ابن حماد در كتاب خود، از يكي از راويان اهل سنّت در مورد ويژگي‏هاي امام مهدي‏(علیه السلام) چنين نقل مي‏ كند:

نشانة مهدي اين است كه بر كارگزاران [دولت خويش]، سخت‏گير، بسيار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.5

2.امام باقر(علیه السلام) در توصيف ويژگي‏هاي امام مهدي‏(علیه السلام) مي ‏فرمايد:

رو پايان جهان فرانمي ‏رسد تا اينكه خداوند گرامي و بلندمرتبه مردي از ما اهل‏ بيت را برانگيزد. او به كتاب خدا عمل مي‏ كند و هيچ منكري را در شما مشاهده نمي‏ كند مگر اينكه با آن مخالفت مي‏ كند.»6

3.امام صادق‏(علیه السلام) نيز در پاسخ اين پرسش كه امام چگونه شناخته مي‏ شود، مي ‏فرمايد:

«[امام را] با آرامش و وقار [...] و نيز با حلال و حرام و نيازمندي مردم به او، در صورتي كه او خود به هيچ كس نياز ندارد، [مي‏ توان شناخت].»7

4.امام رضا(علیه السلام)در بيان ويژگي كلّي امامان معصوم‏(علیه السلام)، سخنان ارزشمندي دارد كه بر اساس آن مي‏ توان به توصيف امام مهدي‏(علیه السلام)نيز پرداخت. آن حضرت مي‏ فرمايد:

«او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادرانشان براي آنها دل‏سوزتر است. او از همة مردم در برابر خدا، متواضع ‏تر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان مي ‏دهد، سخت‏كوش ‏تر و در دوري گزيدن از آنچه خود از آن نهي مي ‏كند، خوددارتر است.»8

5.حضرت رضا(علیه السلام) در ادامه مي ‏فرمايد:

«او [با دو نشانه] شناخته مي‏ شود: دانش [بي‏كران] و استجابت دعا و اينكه او از همة رويدادها، پيش از رخ دادن‏شان خبر مي‏ دهد. همة اينها به سبب پيماني است كه از سوي پيامبر خدا با او بسته شده و وي آن را به وسيلة پدران خود از آن حضرت به ارث برده است.»9

چنانكه ملاحظه مي‏ شود ويژگي‏هاي موعود اسلامي چنان دقيق و بي‏كم و كاست بيان شده است كه زمينة هرگونه اشتباه و خطا در تشخيص مصداق حقيقي اين موعود را از بين مي‏ برد و راه را بر مدّعيان دروغين مي ‏بندند.
اميدواريم كه خداوند متعال توفيق ديدار شبيه‏ ترين مردم به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و طاووس اهل بهشت را روزي همة ما گرداند.
ان‌شاءالله

  • 1. سورة آل عمران (3)، آية 159.
  • 2. .سورة توبه (9)، آية 128.
  • 3. سورة انبياء (21)، آية 107.
  • 4. سورة قلم (68)، آية 4.
  • 5. معجم أحاديث إلامام المهدي، ‏عليه السّلام، مؤسسـ[ المعارف الاسلاميـ[، ‏ج 1، ص 242، ح 152.
  • 6. الكافي، ج 8، ص 396، ح 597.
  • 7. كتاب الغيبة، محمّد بن ابراهيم نعماني، باب 13، ص 242، ح 40.
  • 8. الزام النّاصب في اثبات الحجّة الغايب، ص 24.
  • 9. همان.