شیطان

از امام صادق (ع) پرسیدند: این که خداوند به شیطان فرمود: «فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم» 1؛ به تو مهلت داده خواهد تا روز معین. این وقت معلوم چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: «آیا پنداشته ای این روز، روز قیامت است؟ خداوند تا روز قیام قائم ما، به شیطان مهلت داده است. وقتی خداوند (قائم) را مبعوث می کند، حضرت به مسجد کوفه می رود. در آن هنگام شیطان در حالی که با زانوان خود راه می رود، به آن جا می آید و می گوید: ای وای بر من از امروز. حضرت مهدی (ع) پیشانی او را می گیرد و گردنش را می زند و آن هنگام، روز وقت معلوم است که مهلت شیطان به پایان می رسد.2 در جای دیگری می خوانیم: امام صادق (ع) در تفسیر این آیه فرمود: «ابلیس از خداوند خواست که او را تا روز رستاخیز مهلت دهد، ولی خداوند آن را رد کرد و فرمود: تا روز وقت معلوم، تو از مهت داده شده ها هستی، چون روز وقت معلوم فرا رسد، ابلیس با تمام پیروانش که از زمان خلقت آدم تا آن روز از او پیروی کرده اند، ظاهر می شود و آن در آخرین رجعتِ امیر مؤمنان (ع) اتفاق می افتد.» آن گاه امام صادق (ع) توضیح می دهد که چگونه سپاه ابلیس در سرزمین «روحا» در نزدیکی کوفه اجتماع می کنند و اصحاب امیرالمؤمنین (ع) برای نبرد با آن ها آماده می شوند و مهم ترین جنگ تاریخ بشری در آن روز واقع می شود و سرانجام سپاهیان ابلیس، شکست می خورند و خود ابلیس پا به فرار می گذارد و رسول اکرم (ص) او را دنبال می کند و از میان شانه هایش یک ضربت کاری وارد می کند و او را به هلاکت می رساند. پس از هلاکت شیطان و پیروانش، دیگر کسی جز خدا را نمی پرستد و هرگز کسی به خداوند شرک نمی ورزند.» 3

 

پرسش

چرا شيطان زماني كه امام زمان(عج) ظهور مي‌كند خود را تسليم امام مي‌كند تا سر او را از بدنش جدا كند؟

پاسخ

اين سؤال دو بخش دارد: يكي مسأله علت تسليم شدن شيطان، دوم سر بريدن و اعدام شيطان توسط حضرت مهدي(عج).
در به استحضار مي‌رسانم كه جواب بخش نخست سؤال منوط به روشن شدن پاسخ بخش دوم سؤال است گواينكه شما مسأله سربريدن شيطان را مسلم گرفته‌ايد و از علت تسليم شدن او سؤال نموده‌ايد. در فرض مثبت بودن جواب فقره دوم سؤال، تسليم شدن شيطان نيز قهري و از روي اجبار خواهد بود زيرا هيچ دشمني با ميل و رغبت خود به قربانگاه نمي‌رود بلكه ناگزير از تسليم شدن مي‌باشد.
اما مطلب مهم مربوط به اين سؤال، روشن شدن اين مسأله است كه: آيا در عصر ظهور شيطان بوسيله حضرت(عج) كشته مي‌شود و يا نه و دليل اين مطلب چيست؟
اين موضوع هم در قرآن به صورت اشاره، مطرح شده است و هم در روايات ذيل آن آيه، نقل گرديده است در قرآن كريم جريان مهلت خواستن شيطان از خداوند در دو آيه (37 ـ 38 سوره حجر 80 ـ 81 سوره ص) به يك شكل آمده است. در اين آيه، شيطان بعد از طرد شدن از درگاه الهي، از خداوند تقاضا مي‌كند كه ـ رب فانظرني الي يوم يبعثون ـ خدايا مرا تا روز قيامت مهلت بده. خداوند در پاسخ مي‌فرمايد: انك من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم. يعني تو اجازه داري تا زمان مشخصي به كار خود ادامه دهي. كه خداوند اصل تقاضاي شيطان را موافقت فرموده اما مقدار و زمان مورد نظر شيطان را نپذيرفته و آن را محدود نموده است به زمان معلوم. در مورد اينكه مراد از «وقت معلوم» در آيه چيست ميان مفسرين اختلاف نظر وجود دارد كه اين اختلاف نظر نيز ناشي از اختلاف روايات مربوط به اين مسأله مي‌باشد.
ولي بسياري از مفسرين، از جمله مرحوم علامه طباطبائي در تفسير الميزان، معتقد است كه: ميان پاسخ خداوند و تقاضاي شيطان تفاوت وجود دارد و دراين پاسخ از جهتي موافقت شده است و از جهتي نيز مخالفت شده است اصل مهلت دادن به شيطان، پذيرفته شده ولي مدت مورد نظر شيطان رد شده است. چون سياق‌ آيه دلالت دارد بر اينكه «وقت معلوم» غير از «يوم يعبثون» است و مراد از آن زمان قبل از قيامت است.
ايشان، نتيجه مي‌گيرد كه منظور از وقت معلومي كه خداوند آن را پايان مهلت شيطان قرار داده است، روزي است كه خداوند جامعه بشري را در آن روزگار كاملاً اصلاح مي‌كند و ريشة همه فساد را قطع مي‌كند نه اينكه مراد روز برپايي قيامت و مرگ عموم خلايق باشد4
رواياتي كه در ذيل اين آيه وارد شده متفاوت مي‌باشد، از جمله اسحاق بن عمار از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت مي‌كند: كه حضرت فرمود: «مراد از وقت معلوم در آيه، روز قيام قائم ما است زماني كه خداوند او را ظاهر كند، در مسجد كوفه مستقر مي‌شود در آن هنگام شيطان در حالي كه به زانو راه مي‌رود به سوي حضرت آورده مي‌شود و شيطان فريادش از شدت حزن آن روز، بلند است آنگاه حضرت پيشاني شيطان را مي‌گيرد (كنايه از ذلت و خواري) و گردن او را مي‌زند.5
در اين رابطه تذكر چند نكته را لازم مي‌دانم:
1 . رواياتي كه در ذيل اين آيه مباركه وارد شده است و از جمله روايت مذكور، از نظر سند، ضعيف است.
2 . روايتي كه نقل شد با ظاهر بعضي از روايات ديگري كه در ذيل اين آيه نقل شده است، اختلاف دارد برخي از روايات قتل شيطان را به رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ نسبت داده است و در بعضي ديگر بقاي شيطان را تا زمان نفخه صور و مرگ جمعي، ذكر نموده است6گرچه سند معتبر و قابل استنادي براي اين روايت وجود ندارد.
3 . اين احتمال وجود دارد كه مراد از روايات مربوط به قتل شيطان، معناي كنائي آن باشد نه قتل واقعي يعني مراد محدود نمودن و بي‌نتيجه بودن تلاش‌هاي شيطان، باشد كه در عصر ظهور حضرت به خاطر رشد عقول مردم و تربيت آنان در پرتو حكومت حضرت(عج) كارهاي شيطان بي‌اثر مي‌شود و از تأثيرگذاري مي‌افتد و حداقل اين دسته روايات مؤيد برداشت مذكور از آيه مي‌باشد در هر حال چه منظور قتل و كشتن خود شيطان باشد و چه بلاتأثير ماندن تلاشهاي شيطان باشد، نتيجه يكي خواهد بود و‌آن عبارت است از عدم نقش‌آفريني و كارايي شيطان در گمراهي مردم در عصر حاكميت مطلق دين خدا و دولت كريمة حضرت مهدي(عج) به گونه‌اي كه در آن عصر، اطاعت و بندگي در سراسر جامعه توحيدي آن عصر نمود دارد «يعبدونني لايشكرون بي‌شيئاً » 7
4 . نكته آخر اينكه: كشته شدن شيطان و يا بي‌تأثير بودن او، منافاتي با اختيار و تكليف انسان ندارد زيرا انگيزه ها و عوامل معصيت، در وسوسه شيطان منحصر نمي‌باشد بلكه علاوه بر آن دو عامل مهم ديگر: يعني وسوسه‌هاي نفساني و عوامل دروني و نيز عوامل و انگيزه‌ها و وسوسه‌هاي بيروني، هم چنان باقي است چون انسان‌هاي آن زمان تبديل به فرشته نمي‌شوند تا طبيعت و نفسانيات‌شان تغيير نمايد، بلكه تربيت و فرشته‌خو مي‌شوند با اينكه زمينه و امكان معصيت و گناه براي آنان وجوددارد ولي با توجه به اينكه آگاهي و ايمان و تربيت مردم در آن دوران، به درجه اعلا قرار دارد، اين معرفت و تربيت بي‌نظير در عصر دولت الهي حضرت مهدي(عج) صدور گناه و معصيت را به حداقل ممكن مي‌رساند.
نتيجه اينكه: در عصر تشكيل دولت كريمة مهدوي(عج) مهلت كار شيطان به پايان مي‌رسد. و فرقي ندارد چه اين كه شيطان توسط حضرت(عج) به قتل برسد، چنانكه ظاهر برخي روايات دلالت بر آن دارد و چه اينكه اصل وجود شيطان معدوم نگردد و ا ين روايات حمل به معناي كنائي بشود در اين صورت، نقش‌آفريني شيطان در اغوا و ضلالت انسان‌ها كه بيش‌ترين سهم را داشته است، در آن زمان به پايان مي‌رسد. و به همين خاطر بيش‌ترين نگراني شيطان از ظهور حضرت و تعجيل آن مي‌باشد.
در خاتمه: براي اطلاع بيشتر از كاركرد شيطان، مطالعه كتاب‌‌ «وقت معلوم» نوشتة آقاي محمدحسن گنجي‌فرد، چاپ دوم، نشر بطحا، را توصيه مي‌كنم. اين كتاب در مورد تلاش‌هاي شيطان براي مقابله با حضرت ولي عصر(عج) و توجه به سوي آن حضرت، نوشته شده است.
اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد:
همنشيني با اهل هوي و هوس موجب فراموشي ايمان و ياد خدا و نيز حضور شيطان مي‌شود.
ميزان‌الحكمه، حديث شماره 9408

  • 1. سوره حجر، 38
  • 2. بحارالانوار، ج 60، ص 254؛ تفسیر صافی، ج 1، ص 906؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 343
  • 3. بحارالانوار، ج 53، ص 42؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 343؛ الزام الناصب، ج 2، ص 332
  • 4. الميزان،‌ج 12، ص 158 ـ 160، «چاپ مؤسسه علمي بيروت، 1411هـ».
  • 5. همان.
  • 6. ر.ك: الميزان، ج 12، ص 174.
  • 7. سوره نور، آيه 55