طبق معتقدات شيعه مهدى منتظر كه در آخر الزمان ظهور مى كند كيست؟

بعد از رحلت  حسن بن على العسكرى (امام يازدهم) چون ايشان فرزندى نداشتند و مذهب اماميه بدون امام شد، شخصى را به اسم محمد بن نصير به عنوان امام خود انتخاب كردند و به جهت اينكه وى و شاگردانش بتوانند جوابگوى مردم باشند بحث غيبت صغرى و كبرى را مطرح نمودند. اين در حالى است كه روايات صحيحه اى نقل شده است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به ظهور مهدى بشارت داده است كه از نسل خود و اولاد فاطمه زهرا است.

 

پس طبق معتقدات شيعه مهدى منتظر كه در آخر الزمان ظهور مى كند كيست؟

جواب اجمالى:

يكى از مسائل مورد اتفاق جميع مسلمين ظهور يكى از نوادگان پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله)به نام مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه الشريف ـ است، و قبل از امام حسن عسگرى (عليه السلام)تصريح شده است در كلمات ائمه و پيامبران كه اين شخصيت از نوادگان ائمه و فرزند امام حسن عسگرى (عليه السلام)است، و جريان تولد فرزند امام حسن عسگرى (عليه السلام)در كتب هاى بسيارى از جمله كامل ابن اثير و الصواعق و... نقل شده است.

محمد بن نصير مورد لعن و نفرين ائمه قبل، از جمله امام هادى (عليه السلام)قرار گرفته است. و ائمه(عليهم السلام)مردم را از فتنه او برحذر مى داشتند; پس چگونه ممكن است او را بعنوان امام خود انتخاب كرده باشند، و غيبت صغرى و كبرى براى امام زمان (عج) نيز در كلمات ائمه مطرح شده است نه اينكه ساخته او باشد.

 

جواب تفصیلی:

يكى از مسائل و امورى كه فِرَق اسلام بر آن اجتماع و اتفاق نموده اند، ظهور مهدى اهل بيت حضرت قائم آل محمد(عليه السلام) در آخر الزمان است كه همه انتظار يك قيام روحانى جهانى و ظهور مصلحى را مى كشند كه عدالت اجتماعى و نظام جهان را بر اساس ايمان به خدا و احكام دين اسلام برقرار سازد و دنيا را از چنگال ستمكاران و جباران، نجات بخشد و پرچم عزيز اسلام را در تمام نقاط جهان، به اهتزاز در آورد. اين وعده الهى است و تخلف پذير نيست. دنيا به طرف آن عصر درخشان، در حركت است، سير زمان و گردش دوران هر دم، بشر را به چنين روزگارى نزديك تر مى سازد.

اما اينكه گفته شده امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرزند نداشته ادعايى كاملا بى دليل و بى اساس است و به دلائل متعدد ثابت است كه امام حسن عسكرى(عليه السلام)  داراى فرزند بوده است. دليل اول: روايات زيادى از پيامبر (صلى الله عليه وآله)و ائمه اطهار(عليهم السلام) تصريح شده است كه از حسن بن على بن محمد فرزندى به وجود خواهد آمد كه پس از غيبت طولانى براى اصلاح عالم، قيام مى نمايد و زمين را پر از عدل و داد مى كند. اين موضوع با تعبيرات مختلف در روايات وارد شده است. مثلا: مهدى نهمين اولاد حسين(عليه السلام) است (در اين زمينه 148 روايت وارد شده است) مهدى ششمين اولاد حضرت صادق(عليه السلام) است (در اين زمينه 99 روايت آمده است) و مهدى چهارمين فرزند على بن موسى الرضا(عليه السلام) است (در اين زمينه 95 روايت نقل شده است) مهدى سومين فرزند امام محمد تقى است (در اين زمينه 90 روايت وارد گرديده است)، مهدى فرزند ابى محمد الحسن العسكرى(عليه السلام) است (در اين زمينه 146 روايت نقل شده است)([1]).

بعنوان نمونه: 1- قال النبى(صلى الله عليه وآله وسلم): «للحسين(عليه السلام) هذا ابنى امام اخو امام ابو ائمة تسعة تاسعهم قائمهم!»([2])پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)خطاب به امام حسين(عليه السلام) فرمود: ايشان (حسين) پسر امام و برادر امام و پدر امامان نه گانه اى است كه نهم آنها قائمشان مى باشد.

2- فاضل قندوزى حنفى در ينابيع الموده در حديثى از جابر بن عبدالله انصارى نقل مى كند كه: جندل بن جنادة بن جبير وقتى اسلام آورد از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) درباره اوصياء بعد از او سؤال نمود، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)شروع به نام بردن يك يك دوازده امام كرد تا به امام حسن عسكرى(عليه السلام) رسيد، فرمود: «فبعده ابنه محمد يدعى بالمهدى و القائم و الحجة(عليه السلام) فيغيب ثمّ يخرج فاذا خرج يملأ الارض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلما، طوبى للصابرين فى غيبيته طوبى للمقيمين على محبتهم...»([3]) ملاحظه مى فرمائيد در اين روايت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) تصريح نموده كه مهدى فرزند امام حسن عسكرى(عليه السلام) است، پس چگونه آن امام فرزندى نداشته است؟

دليل دوم: گزارش و تفصيل ولادت پر بركت آن امام همام در كتب معتبر و اخبار، به تفصيل ذكر گرديده، علاوه بر آنكه عموم علماى حديث و تاريخ نگاران و صاحبان كتابهاى تراجم شيعه واقعه ولادت آن حضرت را بر اساس مدارك و مصادر صحيح ثبت و ضبط كرده اند، گروه بسيارى از مشاهير علماى اهل سنت نيز ولادت آن حضرت و شرح و تفصيلات آن را در كتاب هايشان ذكر نموده اند.

1- ابن حجر هيثمى، الصواعق المحرقه (ط 2، قاهره، 1358 هـ ق) ص 208 .

2- شبراوى، الاتجاف بحبّ الاشراف (ط 2، قم، منشورات الرضى، 1363 هـ ش) ص 179 .

3- ابن اثير، الكامل فى التاريخ (بيروت، دار الصادر) ج 7، ص 274 .

4- ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه، ص 310 .

5- شيخ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة (بيروت، مؤسس اعلمى للمطبوعات) ج 3، ص 36 .

در اين قسمت به عنوان نمونه كلام محدث و فقيه محمد بن يوسف گنجى شافعى در كتاب «البيان فى اخبار صاحب الزمان» را نقل مى كنيم: «انَّ المهدى(عليه السلام) ولد الحسن العسكرى(عليه السلام) حىّ و موجود باق منذ غيبته الى الآن و لا امتناع فى بقائه بدليل بقاء عيسى و الخضر والياس» همانطور كه ملاحظه مى فرماييد ايشان تصريح نموده كه حضرت مهدى فرزند امام حسن عسكرى مى باشد و تا الان زنده است.

و اما اينكه گفته شده كه شيعيان، محمد بن نصير را به عنوان امام خود انتخاب كردند اين نسبتى ناروا است. و شيعيان هرگز چنين شخصى را نه تنها بعنوان امام قبول ننموده اند، بلكه به عنوان نائب امام هم او را قبول نكرده اند. زيرا وى از غلاة و شخصى دروغگو بوده است. چنانكه شيخ طوسى (ره) از اعاظم و علماى نامى شيعه درباره وى مى نويسند: «ابن نوح گفته است: ابو نصر هبة الدين بن محمد به من خبر داد كه محمد بن نصير نميرى از اصحاب امام حسن عسكرى بود. چون آن حضرت وفات يافت مدعى منصب محمد بن عثمان شد و ادعاى بابيت كرد و گفت نائب امام زمان(عليه السلام) هستم. ولى خداوند او را رسوا گردانيد زيرا كه الحاد و نادانى وى آشكار گشت، محمد بن عثمان هم او را لعنت كرد و از وى دورى جست. و سعد بن عبداللّه اشعرى گفت محمد بن نصير نيرى مدعى بود كه پيغمبر است و امام على النقى او را فرستاده و عقيده به تناسخ داشت و معتقد به خدايى امام على النقى(عليه السلام)بود و نزديكى با زنان محارم را جايز مى دانست و عمل لواط را حلال كرده بود، محمد بن موسى بن حسن بن فرات وزير المقتدر بالله عباسى اسباب كار او را فراهم ساخت و او را تقويت كرد. نميرى در آخر عمر بيمار شد و در آن حال مرد در مرض فوتش از وى پرسيدند جانشين تو كيست؟ با زبان ضعيف و گرفته اى گفت احمد، ولى كسى نفهميد احمد كيست، به همين جهت اين حرف موجب انشعاب پيروان او شد به طورى كه سه دسته شدند، عده اى گفتند مقصود نميرى احمد فرزندش بود. جمعى هم گفتند مقصود احمد بن محمد بن موسى بن فرات است و فرقه اى گفتند منظور احمد بن ابوالحسين ابن بشر بن يزيد مى باشد و اين انشعاب باعث پراكندگى اتباع او گرديد.([4])

و امام هادى ضمن نامه اى به عبيدى از محمد بن نصير و ابن باباى قمى بيزارى جسته، درباره آنان چنين نوشت: من از فهرى (محمد بن نصير) و حسن بن محمد باباى قمى بيزارى مى جويم و تو و تمام شيعيان را از فتنه آنها بر حذر مى دارم و آنان را لعن مى كنم. اين دو تن مال مردم را به نام ما مى خورند و فتنه انگيز و مزاحم هستند، خداوند آنان را عذاب كند و گرفتار فتنه سازد.»([5])

چگونه شخصى كه مورد لعن و نفرين امام معصوم شيعيان و نيز مورد لعن نائب خاص امام دوازدهم قرار گرفته مى تواند امام شيعيان باشد.

اما اينكه گفته شده غيبت صغرى و كبرى ساخته محمد بن نصير و پيروان و شاگردان او بوده نيز ادعايى بى اساس است زيرا: اولا بحث از اصل غيبت چيزى نيست كه بعد از شهادت امام حسن عسكرى(عليه السلام) مطرح شده باشد. تا گفته شود كه شيعيان از روى ناچارى آنرا درست كرده اند، بلكه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه اطهار قبلا غيبت مهدى (عج) را پيش بينى كرده و به مردم اطلاع داده بودند. به عنوان نمونه: ينابيع المودة عن كتاب فرائد السمطين عن الباقر عن ابيه و جدّه عن علىّ(عليه السلام) قال: قال رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم): «المهدىّ(عليه السلام) من ولدى تكون له غيبة اذا ظهر يملأ الارض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً»([6]) پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: براى فرزندم مهدى غيبتى است و زمانى كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد مى كند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شود.

و بحث درباره غيبت صغرى و كبرى نيز به قبل از ولادت امام عصر (عج) و حتى قبل از تولد پدر و جدش به زمان اميرمؤمنان(عليه السلام) بر مى گردد، چنانكه فاضل قندوزى از علماى اهل سنت در ينابيع المودة چنين روايت مى كند: «عن كتاب المحجَّة فيما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام) فى قوله تعالى (وجعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون) عن ثابت الثمالى عن علىّ بن الحسين(عليه السلام) عن ابيه عن جدّ، على بن ابيطالب (عليه السلام)قال: فينا نزلت هذه الايه و جعل الله الامامة فى عقب الحسين الى يوم القيامة، و انّ للقائم منّا غيبتين احديهما اطول من الاخرى فلا يثبت على امامته الاّ من قوى يقينه وصحّت معرفته»([7])

حضرت على بن الحسين(عليه السلام) هم از پدر و آن حضرت هم از جدّش على بن ابيطالب(عليه السلام) نقل كرده كه درباره اين آيه كه مى فرمايد: «وجعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون»([8]) فرمودند: اين آيه درباره ما نازل شده و خداوند امامت را در نسل حسين قرار داد تا روز قيامت و بدرستى كه قائم ما دو غيبت دارد كه يكى از ديگرى طولانى تر است، پس امامت او (بعلت طولانى شدن غيبتش) ثابت نمى شود مگر براى كسى كه يقينى قوى و معرفت صحيح داشته باشد).

حاصل آنكه: اولا: با دلائل قطعى ثابت است كه امام يازدهم شيعيان حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) داراى فرزند بوده است. ثانياً محمد بن نضير نه تنها امام شيعيان نبوده بلكه به علت عقايد انحرافى مورد لعن امام معصوم شيعيان و نيز مورد لعن نائب خاص امام دوازدهم شيعيان قرار گرفته است. و ثالثاً: بحث غيبت ساخته شيعيان بعد از امام حسن عسكرى(عليه السلام) نيست، بلكه بحث غيبت به زمان رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه اطهار(عليهم السلام) بر مى گردد. رابعاً: مهدى منتظر(عليه السلام) شيعيان همان حجت قائمى است كه در روايات صحيحه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بشارت داده كه از نسل او و اولاد فاطمه زهرا(عليها السلام) است، زيرا او نهمين از اولاد امام حسين(عليه السلام) مى باشد و امام حسين(عليه السلام) فرزند حضرت زهرا(عليها السلام)است.

والسلام

«برای فرج و سلامتی حضرت مهدی(عج) صلوات.»

 

پی نوشت:

[1]ـ  اين آثار از كتاب منتخب الاثر، تأليف آقاى صافى گلپايگانى نقل شده است.

[2]ـ مسند احمد.

[3]ـ قندوزى، نيابيع المودة، ج 3، باب 76، ص 284.

[4]ـ  شيخ طوسى، الغيبه (مؤسسه معارف اسلامى، چاپ اول، سال 1411 هـ ق) ص 398 ـ 399. بحارالانوار، مجلسى، ج 51، ص 367 ـ 368 .

[5]ـ  شيخ طوسى،  اختيار معرفة الرجال (مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 هـ ش) ص 519، ح 997 .

[6]ـ  فرائد السمطين، جوينى، ج 2، ص 334، ح 586 ـ 587. ينابيع المودة قندوزى، ج 3، ص 296 .

[7]ـ  ينابيع المودة، علامه قندوزى، ص 427 .

[8]ـ زخرف، 28.